دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر صمد و سرزمين عجايب

انتخاب صمد مرفاوى به عنوان سرمربى استقلال، مى توانست براى امير واعظ آشتيانى حكم خودكشى زودهنگام را داشته باشد.

به نوشته جوان، او هرچند رفتار شجاعانه مديرانى را انجام داد كه در مقياس داخلى مثل حبيب كاشانى و در مقياس خارجى همچون مديران بارسا در جوانگرايى روى نيمكت و ميدان دادن به ناشناخته ها موفق بودند، ولى بى ترديد نمى توان اين حقيقت را ناديده گرفت كه امروز جو هواداران تيم قهرمان براى اين چنين ريسكى آماده نيست.

مرفاوى در حالى در قامت سرمربى روى نيمكت استقلال مى نشيند كه مى توان در او نشانه هايى از مثبت انديشى و رگه هايى از نااميدى را ديد. او هم اميد مى بخشد و هم هوادار و منتقد و كارشناس و حتى بازيكن خودى را از خود نااميد مى كند. اين كه مرفاوى هيچ گاه جاه طلبى يك سرمربى مانند قلعه نويى را نداشت در نوع خود جالب توجه است.

قلعه نويى در حقيقت هرگز حاضر به همكارى زير دست رولندكخ نشد، ولى صمد مرفاوى، نه به دليل ميل به دانستن و آگاهى كه صرفاً براى زنده ماندن در استقلال، هم دستيار امير بود و هم كنار حجازى روى نيمكت نشست. آيا او را يك جاه طلب مى دانيد؟

صمد مرفاوى در استقلال آينده نگرانه زندگى كرده است. او وابستگى اش به يك جريان يا فرد خاص را از خود دور كرد تا نشان دهد مى تواند در هر شرايط ممكن كنار استقلال زندگى كند. اين پايدارى صمد هرچند در مقاطعى با سوء استفاده هايى همراه شد، اما در ذهن خوش بين يك منتقد مى تواند برگ برنده اى براى مرفاوى باشد.

او در زمان سرمربيگرى اش البته ثابت كرد كه چندان تمايلى به مشاوره دستياران خود ندارد و بيشتر به مردى ميدان مى داد كه به لحاظ قدرت از او در درجه اى بالاتر بود. اين كه تئودوريونگ هرگز نتوانست در تيم استقلال نقشى داشته باشد و امير قلعه نويى با عنوان ساختگى و من درآوردى رئيس سازمان فوتبال استقلال مى توانست گاهى در تمرين اين تيم حاضر شود و با تمرين دادن آبى پوشان، از مرفاوى يك هيچ كاره بسازد به نوعى نگران كننده است. آيا مى خواهيم اين بار هم يك آلمانى مانند روته مولر را بيكاره اى ببينيم؟

صمد مرفاوى با همين ابهامات و گنگى هاى درونى اش ما را به دنياى آينده استقلال دعوت مى كند. به نظر مى رسد رفتار مديريتى واعظ آشتيانى، بى شباهت به بندبازهايى نيست كه زندگى شان را كف دست مى گيرند و براى حيرت مردم روى بندى باريك در بلندترين ارتفاع ممكن قدم مى زنند.

واعظ آشتيانى عمر مديريتى خود را دست گرفته و پيش چشم هواداران ميليونى اش روى بندى باريك راه مى رود. اگر با صمد به پيروزى برسد، به جايگاهى فراخ تر از تصور خواهد رسيد، در غير اين صورت مى توان پرت شدنش را انتظار كشيد!