دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر قرار نيست رئيس‌جمهور به تنهايي همه کارها را انجام دهد

رضايي چالش‌هاي پيش روي اقتصاد کشور را پيش‌بيني کرده است و براي اين چالش‌ها در قالب چشم‌انداز کشور برنامه دارد.

گفت‌وگويي که در پي مي‌آيد حاصل نشستي است با عادل آذر عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس و از اعضاي تيم اقتصادي محسن رضايي که در تدوين برنامه اقتصادي با وي همکاري داشته است، محسن رضايي طراح اقتصادي افق چشم‌انداز بيست ساله است، رضايي چالش‌هاي پيش روي اقتصاد کشور را پيش‌بيني کرده است و بر اساس ديدگاه استراتژيک و برنامه محوري که دارد براي اين چالش‌ها در قالب چشم‌انداز کشور برنامه دارد و همچنين معمار برنامه پنج ساله پنجم کشور بوده است.

گرچه اين برنامه‌ها به عنوان خروجي مجمع تشخيص مصلحت نظام ارايه شده‌اند ولي در واقع مديريت و تدوين و تنظيم آن بر عهده محسن رضايي به عنوان رئيس کميسيون اقتصاد کلان مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده است.

در يک کلام مي‌توان گفت تعريف و تنظيم اقتصاد کشور توسط محسن رضايي انجام شده است که در قالب سياست‌هاي اصل 44، سندچشم‌انداز و يا سياست‌هاي کلي برنامه پنجم ابلاغ شده است و خيلي معنا‌دار خواهد بود، اگر ايشان مجري کتابي باشد که توسط خودش نوشته شده است؛ زيرا رئيس‌جمهور مجري برنامه‌هاي کلان کشور است و بايد تلاش کند قطار توسعه از مسير تعريف شده خود خارج نشود و کسي که خود تنظيم‌کننده برنامه است به طور حتم دلبستگي و اعتقاد بيشتري به برنامه خواهد داشت.

يکي از بزرگترين انتقادات وارد به دولت نهم اين بود که در مسير تعريف شده در اسناد برنامه‌هاي ميان مدت و بلندمدت کشور عمل نکرده است و دولت آينده بايد براي بازگرداندن اين قطار به ريل اصلي آن تلاش کند.

متأسفانه در دولت نهم به جاي عمل به برنامه‌هاي کلان کشور دولت برنامه‌اي از خودش ارائه مي‌کرد به طور مثال نظام برنامه اصل 44 قانون اساسي را ابلاغ مي‌کرد دولت طرح تحول اقتصادي را ارائه مي‌داد، نظام بحث سياستهاي کلي چشم‌انداز را تعريف مي‌کرد دولت نهم در مقابل طرح هدفمند کردن يارانه‌ها را تنظيم مي‌کرد و اين نشان مي‌داد دولت علاقه‌اي ندارد در آن مسير حرکت کند.

ريلي که توسط بالاترين مرجع سياستگذاري کشور تدوين شده و توسط بالاترين مقام نظام يعني مقام معظم رهبري ابلاغ شده است اين بزرگترين نقد وارد به دولت نهم بوده است.

• قطار توسعه از مسير خود خارج شده است، محسن رضايي مي‌خواهد يک قطار از ريل خارج شده را به ريل برگرداند و به طور حتم اين حساسيت‌هاي بيشتري را مي‌طلبد، شاخص‌هايي مانند تورم، بيکاري، رکود اقتصادي، هدف‌گذاري‌هاي عمراني و000مسائل پيش‌روي دولت آينده هستند، ايشان براي اين مسائل چه برنامه‌هايي دارد؟
به همين واسطه است که محسن رضايي در اولين موضع‌گيري خود اعلام کردند ادامه مسير دولت نهم پرتگاه است، يا ايشان در سخنراني‌هاي خود عنوان مي‌کند که من براي نجات کشور از پرتگاه اقتصادي آمده‌ام.

در واقع در حال حاضر بزرگترين چالش پيش‌روي کشور مسائل اقتصادي است به ويژه بحث‌هاي بيکاري، ناکارآمدي وسوءمديريت وعدم بهره‌وري منابع و يا 9هزار پروژه نيمه‌تمامي که در کشور وجود دارد که بطور متوسط اين طرح‌ها سه سال از برنامه خود عقب هستند يعني پروژه‌اي که بايد يک ساله به نتيجه برسد الان سه سال است به بهره‌برداري نرسيده است و اين يعني تحميل هزينه ناشي از ناکارآمدي به بدنه اقتصاد کشور و علاوه بر اين شاخص بسيار مهم ديگر در زمينه ناکارآمدي اين است که کارآمدي پروژه‌هاي عمراني ما در دولت 40 درصد است يعني از هر يک ميليارد توماني که براي يک پروژه هزينه مي‌شود تنها 400 ميليون تومان آن تبديل به خروجي پروژه مي‌شود و 600 ميليون تومان باقي صرف ناکارآمديهاي سيستم اجرايي شده و ضايع مي‌شود.

اگر نگاهي به بودجه عمراني سال 88 داشته باشيم که چيزي در حدود 30هزار ميليارد تومان است 60 درصد پرت، يعني 18هزار ميليارد تومان شما معلوم نيست چه اتفاقي برايش مي‌افتد بدون آنکه خروجي براي اقتصاد ملي داشته باشد.

به همين دليل است که محسن رضايي شعارش دولت ائتلافي و کار آمد و متعهد است زيرا اگر ما بخواهيم از اين وضعيت نجات پيدا کنيم و دوباره قطار توسعه کشور را به مسيرش برگردانيم بايد از تمام توانمندي‌هاي کشور، طيف‌هاي متعهد و به جمهوري اسلامي استفاده کنيم در غير اين صورت نمي‌توانيم منابع کشور را که عمدتاً منابع نفتي است که به نسلهاي بعدي هم تعلق دارند به دست افرادي بدهيم که کاربلد نيستند حتي دلسوز هستند ولي بلد نيستند کار را انجام بدهند و از منابع کشور استفاده کنند.

به اعتقاد محسن رضايي منابع انساني‌اي اثربخش و توانمند است که مي‌تواند کشور را نجات بدهد و قرار نيست رئيس‌جمهور به تنهايي همه کارها را انجام بدهد اين ظرفيت مديريتي رئيس‌جمهور است که افراد کاردان را براي اداره امور به کار مي‌گيرد.

اين هدف گذاري‌ها در برنامه‌هاي چشم‌انداز شده است همچنين در برنامه پنجم که دولت دهم مجري آن خواهد بود ديده شده بنابراين اگر دولت بعدي بتواند شاخص‌هاي ابلاغ شده برنامه پنجم را که مبتني بر چشم انداز است و مطالبات نظام هم هست را به اجرا بگذارد، به طور حتم به مسير اصلي بازگشته‌ايم.

يعني اگر بتواند حداقل رشد اقتصادي 8 درصدي را تأمين بکند و نرخ رشد بهره‌وري 25درصد را براي عوامل توليد تأمين کند موفق خواهد شد. فراموش نکنيم بيشترين منافع کشورهاي توسعه يافته حاصل از محل مغز افزار و نهضت نرم‌افزاري است و شعار محسن رضايي نهضت بهره‌وري است.

بحث بعدي بيکاري است که در حال حاضر شاهد هستيم بيکاري از سواد پايين دارد بالاتر مي‌آيد و بيکاري در سطوح تحصيلي مانند ليسانس و فوق‌ليسانس هم ديده مي‌شود و ما بايد براي تک رقمي کردن نرخ بيکاري متمرکز شويم.

ظرفيت‌هاي فوق‌العاده موجود در ميان بانوان و جوانان ما بايد استفاده شود و از اين ظرفيت‌هاي بانوان در مديريت کشور استفاده کنيم و البته اين لزوماً به معني پست‌هاي سياسي نيست بلکه مديريت‌هاي اجرايي و سازماندهي در سطوح بنگاهداري است. اگر بتوانيم تمام هزينه‌هاي کشور را از محل درآمدهاي غير نفتي تأمين کنيم مانند درآمدهاي سالم مالياتي که در برنامه چهارم ذکر شده بود ولي متأسفانه اين بخش نه تنها تحقق پيدا نکرد بلکه شاهد هستيم اندازه دولت دو برابر شده است در حالي که بايد در اين مدت حجم دولت نصف مي‌شد.

• تعريف بهره‌وري بسيار کلان است ولي در بخش‌ها هميشه در حد بخشنامه‌ها باقي مي‌ماند، براي اين مشکل چه فکري شده است وچه برنامه‌اي براي تبديل اين شعار به عمل دارد؟
همين هدف‌ گذاري‌ها به بهره‌وري تعبير مي‌شود، بهره‌وري به اين معنا است که به تناسب هزينه‌اي که مي‌کني بتواني خروجي داشته باشي. بحث دوم کيفيت و اثربخشي است يعني اين کارايي‌ها شما را به سمت اهداف کلان کشور سوق مي‌دهند يعني آنکه چه قدر فقر را کاهش مي‌دهند، در کاهش بيکاري و تحقق عدالت مؤثر هستند يا به عبارت ديگر توسعه همراه با عدالت را پيش مي‌آورند يعني همان چيزي که رهبري نظام در مقدمه سياستهاي کلي برنامه پنجم به آن تأکيد مي‌کند يعني توسعه همراه عدالت.

ما اين را بهره‌وري مي‌دانيم ولي از نظر اينکه اين فرايند با در نظر گرفتن شرايط دشوار کنوني به چه شکلي قابل اجرا خواهد بود.

• در حال حاضر شاهد هستيم سازمان مديريت که مغز برنامه‌ريزي کشور بوده است منحل شده يا و بسياري از شوراها که وظيفه هدايت و برنامه‌ريزي در کشور را عهده‌دار بوده‌اند ادغام يا منحل شده‌اند به عبارتي نظامات برنامه‌ريزي کشور از هم پاشيده شده است و جايگزيني هم نداشته است چگونه مي‌شود به بحث بهره‌وري مورد نظر محسن رضايي برسيم.
در ادبيات بهره‌وري سه عامل مورد تأکيد قرار مي‌گيرد و تجربيات در اين زمينه نشان مي‌دهد اگر بر روي اين سه نکته تأکيد شود به سرعت مي‌توانيم بخش مغز افزاري خود را دوباره احيا کنيم و هدر رفت منابع خود را کاهش بدهيم.

اول نيروي انساني است يعني بگرديم نيروي انساني بالقوه با بالفعل مناسب را پيدا کنيم يعني نيروهاي کارآمدي که منزوي شده و يا خانه‌نشين شده‌اند را پيدا کرده و به کار بگيريم اگر بتوان به اين افراد که اميدي به آينده ندارند انگيزه بدهيم وزمينه ماندگاري آنها را در کشور فراهم کرد، مانند سرمايه‌گذاران ايراني که به خاطر يأس از کشور رفته‌اند را شرايط سودآوري آنها را فراهم کنيم و امنيت آنها را تضمين کنيم که بيايند در داخل کشور فعاليت کنند يکي از زيرساختهاي توسعه را فراهم کرده‌ايم.

در بعدي اگر فرايند‌ها را اصلاح کنيم يعني اگر فرايند بودجه‌ريزي اصلاح شود بطور حتم از اتلاف منابع تا حد زيادي جلوگيري مي‌شود پس بهسازي نظامات اداري و فرايند‌ها و مهندسي جديد ساختارها براي زمينه‌سازي جهت ايفاي نقش مناسب نيروي انساني کارآمد دومين گام در اين راستا است.

عامل سوم فناوري است، با استفاده از فناوري‌هاي نوين و جايگزين کردن فناوري‌هاي نوين با سيستم‌هاي سنتي موجود مانند نظامات مدرن بودجه، بانکداري، گمرکات، سيستم‌هاي جديد صنعتي و کشاورزي و… مي‌توان به افزايش بهره‌وري کمک کرد و البته همه اينها متکي به نيروي انساني کارآمدي است که استفاده از آن مورد تأکيد قرار گرفته است. البته هر دولتي که بر سر کار بيايد در دوسال اول فعاليتش دوران بسيار سختي را پشت سر خواهد گذاشت، زيرا اوضاع کشور بسيار به هم ريخته است و بسياري از اصول و بنيان‌هاي کشور برچيده شده است و بايد مدتي براي بازگرداندن حالت عادي وقت صرف شود.

• شما عنوان کرديد نيروي انساني اگر ماندگار شود، دولت نهم براي ماندگاري نيروي انساني طرحي به عنوان بنگاههاي زود بازده را داشت، خارج از ابعاد نقادانه بالاخره يک برنامه اجرايي بود وتلاش کرد با تزريق نقدينگي شرايط فعاليت را براي نيروي انساني فراهم کند، محسن رضايي براي ماندگاري که هدف قرار داده است چه برنامه‌اي دارد؟
تمام مطالعات و ادبيات اقتصادي تأکيد دارد که شما بايد آدم‌هاي کارآفرينتان را پيدا کنيد، آموزش بدهي و امکانات در اختيارشان قرار بدهي، تجربه ژاپن، مالزي، اندونزي، چين و اخيراً ترکيه نشان مي‌دهد که اين روش موفق است يعني اينها آدمهاي کارآفرين خودشون را پيدا مي‌کردند آموزش مي‌دادند به قدر توانايي در اختيارشان امکانات قرار مي‌دادند نه اينکه بيايند فراخوان بدهند هرکه امکانات مي‌خواهد بيايد بلکه براساس ايده تسهيلات و امکانات در اختيار کساني که آموزش مي‌ديدند قرار مي‌دادند و هر مرحله که با موفقيت طي مي‌شد براي مراحل بعدي امکانات ارائه مي‌شد و اگر موفق نمي‌شدند امکانات در اختيار کس ديگري قرار مي‌گرفت.

نکته بعدي مي‌گويد بنگاههاي کوچک در صورتي موفق خواهند شد که هسته اول و مرکزي شکل گرفته باشد يعني زماني بنگاههاي کوچک فعاليتشان موفق خواهد بود که صنايع زيربنايي شکل گرفته باشند.

در استانهاي ما همين اصل وجود دارد در جاهايي بنگاههاي کوچک موفق بوده‌اند که اين صنايع زيربنايي در آنها بوده است مانند اصفهان يا قزوين؛ ولي در ديگر استانها که اين هسته مرکزي وجود نداشته است عمده صنايع کوچک ورشکست شده‌اند و يا اينکه وامهاي دريافتي را براي اينکه بتوانند اقساطش را بپردازند در بخش‌هاي ديگري مانند ساختمان سرمايه‌گذاري کرده‌اند و در عمل وارد چرخه توليد نکرده‌اند.

• محسن رضايي در مصاحبه‌هاي خود به اين مسئله اشاره کرده است که از بنگاههاي موجود که سرپا هستند که دولت به آنها نرسيده و ورشکسته شده‌اند حمايت خواهم کرد. من صنايع موفقي را مي‌شناسم که با بيش از 50 سال سابقه ورشکست شده‌اند و سه هزار کارگرش بيکار شده‌اند.
ما اين واحدها را رها کرده‌ايم به اميد آنکه يک آدمي که نه آموزش ديده نه بنيه لازم را دارد و نه حتي انگيزه کافي را دارد با دريافت وام به جايي برسد. من اعتقاد دارم بسياري از پرداخت‌ها به انگيزه توليد و اقتصاد نبود بلکه با اهداف سياسي انجام شده است و همين يک مصيبت است که برنامه‌هاي بلند مدت کشور را فداي اهداف کوتاه مدت گروهي مي‌کنيم.

محاسبات محسن رضايي نشان مي‌دهد اگر ظرفيت واحدهاي موجود اقتصادي که موفق بوده‌اند و سرپا هستند 10 درصد افزايش پيدا بکند مشکل بيکاري کشور برطرف مي‌شود و نرخ بيکاري تک رقمي خواهد شد، مانقد را رها کرده‌ايم و رفته‌ايم به نسيه چسبيديم به اين اميد که کساني که معلوم نيست موفق باشند را تسهيلات داده‌ايم و در واقع کساني را که تا امروز فقط بيکار بوده‌اند را تبديل کرده‌ايم به بيکاران بدهکار.

در زمينه صنعت بايد اين کار را کرد اول مراکز رشد را فعال کرد و آدمهاي با استعداد و خلاق را کشف کرد و بعد به آنها تسهيلات داد و فعالشان کرد و بعد در کنار اينها واحدهاي موجود را توسعه داد.

• براي يافتن افراد بااستعداد چه مکانيسمي تعريف کرده‌ايد که ايجاد رانت نکند؟
اگر فرايند شفاف باشد و براساس دانش، استعداد و توانايي‌هاي فردي تعريف شود و مراکزي باشد که اين اعتبار‌سنجي را در آنها انجام داد که البته در مرحله اول مي‌توان به دانشگاه‌ها و نخبگان دانشگاهي اتکا کرد به طور حتم رانتي ايجاد نخواهد شد.

• بستري داريم که بتوان از طريق آن اين کار را انجام بدهيم يا اينکه محسن رضايي بايد اينها را خلق بکند؟
قطعاً بايد خلق شود، ببينيد در کشور ما ان.جي.‌او‌ها يا نهادهاي مردمي خوب فعال شده‌اند ولي به آنها بها داده نشده است و اصلاً دولت نهم نخبگان را با همان انگيزه‌هاي سياسي و انتخاباتي رها کرد؛ خيلي خوب است که ما به توده‌ها مراجعه بکنيم و به توده ارزش بدهيم که همه ما هم براي مردممون ارزش قايل هستيم و اصلاً معتقد هستيم نظام جمهوري اسلامي به مستضعفان تعلق دارد، ولي در تمام دنيا نخبگان هستند که ارزش‌آفريني کرده و توليد ثروت براي کشور مي‌کنند که البته اين نخبگان از همين توده‌ها برخاسته‌اند.

• محسن رضايي اعلام کرده است طرح تحول را کنار خواهد گذاشت و بر اساس گفته‌هاي شما بازگشت به اصول برنامه چشم‌انداز برنامه محوري ايشان است ولي در اين فرايند بحثي به عنوان يارانه انرژي وجود دارد که براي دولت آينده از مشکل‌ساز‌ترين مباحث خواهد بود، در اين زمينه چه اقدامي صورت خواهد گرفت؟
در برنامه محسن رضايي بخشي تحت عنوان حوزه زيربنايي وجود دارد که بخش انرژي به صورت خاص در اين بخش مورد توجه قرار گرفته است.

ساختار برنامه تنظيم شده اين بوده است که در تمام بخش‌ها نقد سه دهه گذشته صورت گرفته است، آسيب‌شناسي وضعيت موجود و هدف‌گذاري براي چهار سال گذشته است که برآمده از سياستهاي کلي برنامه پنجم است.

از تفاوت‌هاي عمده ميان برنامه‌هاي محسن رضايي با ديگر کانديداها اين است که برخلاف ديگران از سطح کلان وخط مشي‌‌گذاري فراتر رفته است و برنامه‌اي اقدامي وعملگرا ارائه داده است مثلاً در ذيل انرژي 10 برنامه براي اجرا ارائه داده است.

عنواني که براي کنار گذاشتن طرح تحول مطرح شده است، به عنوان جانشين در برنامه ديده شده واگذاري شرکت‌هاي اصل 44 در 8 بند ديده شده است، به پروژه‌هاي نيمه تمام چگونه مي‌شود کمک کرد و… همه ديده شده است.

حرف ما اين است که با اين پرداختهاي نقدي موافق نيستيم و اعتقاد داريم که با روش‌هاي غير نقدي مي‌توانيم به مردم کمک کنيم، توسعه تأمين اجتماعي، بيمه‌هاي همگاني، مراکز درماني، توسعه بهداشت، آموزش وپرورش و… مباحثي هستند که با درآمد حاصل از هدفمند‌سازي يارانه‌ها مي‌توان به آنها پرداخته شود.

نه فدرال اقتصادي که محسن رضايي مطرح مي‌کند در استانهاي توسعه يافته برعهده خود مردم است و نه بخش خصوصي مي‌تواند فعالش بکند ولي در استانهاي محروم بخش خصوصي نمي‌تواند در آنجا سرمايه‌گذاري کند مگر آنکه جذابيتي ايجاد شود که اين موضوع هم در قانون اجراي سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي ديده شده است که دولت موظف است 49 درصد سرمايه‌گذاري را تضمين کند تا بخش خصوصي براي حضور در اين مناطق تشويق شود ولي متأسفانه دولت نهم اين موارد را اجرا نمي‌کند. دولت نهم اعتقاد دارد که اين پول را دريافت کنم و به صورت نقدي پرداخت کنم که با اين کار دو تا سه برابر پرداخت نقدي از محل تورم به مردم هزينه تحميل مي‌شود؛ مردم ما هم هوشمند هستند و مي‌دانند‌ اين مبلغي که امروز داده مي‌شود يک ماه بعد بايد سه برابرش را پس بدهد و بسياري از مردم گله‌مند هستند و عنوان مي‌کنند نمي‌خواهيم پول دريافت کنيم در عوض رفاه مارا افزايش بدهيد.

• به عنوان آخرين سؤال، بر اساس برنامه تنظيم شده در سال چهارم دولت محسن رضايي شاخص‌هاي اقتصادي در چه وضعيتي قرار دارند؟
با نگاه محسن رضايي مطمئن هستيم که نرخ بيکاري تک رقمي خواهد شد، نرخ تورم تک رقمي خواهد شد و فاجعه‌اي که ما را در رده کشور‌هايي مانند عراق و آنگولا قرار داده است را پشت سر مي‌گذاريم، بهره‌وري 25 درصد و افزايش GDP کشور از محل بهره‌وري تحقق پيدا خواهد کرد و توليد ناخالص ملي را به رشد 8 درصد خواهيم رساند تا در مبادلات بين‌المللي کشوري عزتمند باشيم، مطمئن هستيم به عنوان يکي از قطب‌هاي صادراتي به ويژه در بخش صنعت خودرو خواهيم بود. در حال حاضر ظرفيتهاي بسيار خوبي در زمينه قطعه‌سازي در کشور وجود دارد ولي اهميتي به آن داده نشده است، مي‌توانيم به عنوان يکي از کشور‌هاي فعال در سازمان تجارت جهاني نقش ايفا بکنيم، در سطح سياستهاي خارجي به عنوان کشوري اثر‌گذار مطرح شويم واطمينان داريم رفاه در کشور افزايش مي‌يابد و توان اقتصادي قشر متوسط ما افزايش خواهد يافت.

• در مورد ضريب جيني به کجا خواهيم رسيد؟
هدفگذاري ضريب جيني در سياستگذاري‌هاي کلي برنامه پنجم روي 36 صدم است و اين رقم در حال حاضر حدود 44صدم است يا الان حاصل تقسيم درآمد بالاترين دهک جامعه به پايين‌ترين دهک معادل 15 برابر است. هدفگذاري ما اين است که اين رقم به 7 برابر برسد که در برنامه محسن رضايي تأکيد شده است اين يعني عدالت اقتصادي واجتماعي اتفاق بيفتد يعني جامعه بيايد به سطح متوسط برسد ضمن آنکه دهک متوسط ما تقويت مي‌شوند دهک‌هاي ضعيف ما به سطوح متوسط برسند تا اين شکاف بين طبقات اجتماعي از بين برود. همه اين‌ها را در تيم مديريتي مي‌بينيم که در تز مديريتي و اقتصادي محسن رضايي ديده شده است.

منبع: خبر آنلاين