دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

آفتاب يزد
«آقاي رئيس جمهور!‌ حق چه كسي را مي‌بخشيد؟» عنوان سرمقاله روزنامه‌ي آفتاب يزد است كه در آن مي‌خوانيد:
يكي از شعارهاي دكتر محمود احمدي‌نژاد در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، مبارزه با مفسدان اقتصادي و مافياهاي گوناگوني بود كه از ديدگاه احمدي‌نژاد، مهمترين شاخه آنها در حوزه نفت تمركز داشت.

اين شعار كه تاكنون تكذيب نشده است در ماه‌هاي اوليه رياست جمهوري احمدي نژاد نيز تداوم يافت به طوري كه او در جلسه 18 آبان ماه 84 مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه فهرست‌بلندي از كساني كه به بيت‌المال دست‌اندازي كرده‌اند را در اختيار دارد گفت: مي‌خواستم به اين فهرست اشاره كنم ولي برخي دوستان شفيق گفتند كه از اين بگذر و كار خود را انجام بده. ما نيز توصيه دوستان مشفق را پذيرفتيم‌.

كيهان
«معلوم هست کجايي؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن مي‌خوانيد:
کجايي تو؟… چشم باز مي کني و به يکباره مي بيني آن قدر غرق تماشا و تمنا و خيال و مشغله شده اي که سر از ناکجاآباد درآورده اي، جايي که قرار نبود آنجا باشي. يا، ناگهان به خود مي آيي و مي بيني چراغ سبز شده و ديگران رفته اند و تو مانده اي و آنها که پشت سرت معطل مانده اند و با غضب به تو مي نگرند. معلوم هست کجايي؟ چه خبر؟ سري هم به خودت بزن!

کاش اما آدمي فقط خروجي اتوباني را اشتباه برود يا به موقع از خروجي خارج نشود. کاش آدمي فقط پشت چراغ سبزي در خود گم شود که اگر قرمز شد يکي دو دقيقه بيشتر معطل نخواهد شد. بشرگاه سرنوشت را گم مي کند و خود را در آخر خط مي يابد. گاه روزگاري تباه مي گردد و نسلي در تاريکي آن گم مي شوند که هرگز راهي به نجات نمي يابند و سرنوشت خويش را به دست خويش قفل شده مي بينند. گاه انتخابي در کمتر از يک يا چند ساعت، شما را در مسيري بي بازگشت وارد مي کند و اختيار شما به جبر مي گرايد. آنجا هيجان اختيار و انتخاب اوليه در کام شما به تلخي مي گرايد و سختي و سنگيني مسئوليت پس از اختيار، خود را به رخ شما مي کشد.

اعتماد
«آفرين بر جوانان» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم جعفر گلابي است كه در آن مي‌خوانيد:
پس از حوادث و رويدادهاي پرشمار دوران اصلاحات و سربرآوردن انواع مشکلات و موانع بر سر راه جوانان اميدوار و مشتاق و به صحنه آمده، نوعي سرخوردگي در ميان اين قشر از جامعه به وجود آمد، تا جايي که برخي از صاحب نظران تحليل‌هاي نااميدانه يي نسبت به اين قشر مهم و تاثيرگذار از خود ارایه دادند و جمع ديگري از سياسيون از آنان دل برکندند و به سکوت و انزوا رضايت دادند. دانشجويان به عنوان جلودار و آگاه ترين جمع حاضر در ميان جوانان تحت محدوديت‌هاي همه جانبه دوران سختي را پشت سر گذاشتند و چه بسا عطاي سياست ورزي را به لقايش بخشيدند، اما شايد هيچ کس باور نمي کرد که شور و شوق جواني، آرمان‌خواهي جوانان و تأثيرگذاري آنها چيزي نيست که براي هميشه خاموش شود و به پستوي خانه‌ها برود.

انرژي متراکمي که در اين حوزه اجتماع نهفته بوده و هست فقط زمينه آماده يا آرمان مشخص و در دسترسي مي خواهد که سر برآورد و باز هم معرکه‌هاي ديدني از «سر زندگي»، «بودن» و «خواستن» را به منصه ظهور برساند. اين روزها کساني که صدها و هزاران ستاد انتخاباتي در سراسر کشور را اداره مي کنند و در هر ميتينگي شور و شوقي وصف ناشدني نثار چشم‌هاي خيره جهانيان مي‌کنند و ماشين انتخابات را با گرمي و حرارت به حرکت واداشته اند، باز هم جوانان دوست داشتني و شيرين و آگاه خودمان هستند که در حال تصحيح اشتباه بسياري از قلم به دستان هستند. اگر امروز ستادي فعال است حتي در ميان اصولگرايان به يمن حضور همين جوانان است.

جمهوري اسلامي
«ماجراجویي فرانسه در خليج فارس» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
اقدامات اخير پاريس در منطقه خليج فارس يكبار ديگر دنباله روي فرانسه از سياستهاي مداخله جويانه واشنگتن را در ذهن‌ها تداعي كرده است. نيكلاي ساركوزي رئيس جمهور فرانسه با حضور در ابوظبي پايگاه نظامي فرانسه در ابوظبي را افتتاح كرد. پايگاه مزبور « اردوگاه صلح » ! ناميده شده و توافق اوليه براي احداث آن در جريان سفر قبلي ساركوزي در يكسال و نيم گذشته به امضا رسيده بود. اين پايگاه 12 هكتار مساحت دارد و داراي تشكيلات دريائي هوائي و زميني خواهد بود و نهايتا 500 نفر را در خود جا مي دهد و با يك اسكله 300 متري به آبهاي خليج فارس متصل خواهد بود. سوابق همكاريهاي فرانسه و امارات به سال 1374 باز مي‌گردد كه طي آن يك توافقنامه همكاري نظامي بين طرفين به امضا رسيد. از آن زمان واحدهائي از ارتش فرانسه در يك پايگاه هوائي در شمال ابوظبي مستقر شده اند و گاهي تمرينات مشتركي با ارتش امارات داشته‌اند.

رسالت
«پاسداشت آزادي و حقوق شهروندي» عنوان سرمقاله‌ روزنامه‌ رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
يكي از موضوعات مهمي كه رئيس جمهور در سوگند رياست جمهوري بايد يادآور باشد پرهيز از خودكامگي و حمايت از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي است كه قانون اساسي براي ملت شناخته است.آزادي يكي از سه شعار كليدي ملت ايران در نهضت روح‌بخش امام خميني (ره) بوده است. ستيز با استبداد داخلي و استعمار خارجي به منظور رسيدن به قله‌هاي استقلال و آزادي از آرزوهاي ديرينه ملت ايران است.در ميتينگ‌هاي تبليغاتي كه برخي نامزدها در دانشگاهها برگزار مي‌كنند دو سه شعار خاطر دانشجويان طرفدار نظام و انقلاب را مي‌آزارد. جمعي اندك شعار؛ «دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد» و «مرگ بر استبداد» سر مي‌دهند. گويي هزاران دانشجو هم اكنون زنداني هستند. برخي نامزدها هم بدون اطلاع از تعداد دانشجويان زنداني و اتهامات آنها از باب پاسداشت آزادي و حرمت دانشجو گاهي با اين فضا همراهي مي‌كنند.

تا آنجا كه درخصوص حقوق شهروندي «منشور» مي‌نويسند و يا مي‌گويند؛ «قانون حقوق شهروندي را با 500 ماده به مجلس مي‌دهم.» اين رويكردها و حساسيت‌ها را بايد تكريم كرد و بر غناي آن افزود. اما يك حقيقت را هم نبايد فراموش كرد كه دولت نهم در تكريم و تعظيم آزادي‌ها و پاسداشت حقوق شهروندي گام‌هاي بزرگي برداشته و آستانه تحمل رئيس جمهور در پاسداشت حرمت و حريم ديگران بر كسي پوشيده نيست.

سرمايه
«تجربه دولت نهم کافي نيست؟» عنوان سرمقاله‌ روزنامه سرمايه به قلم علي مزروعي است كه در آن مي‌خوانيد:
در دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوري نهم در سال 84 برخي نامزدها با تکيه بر شعارها و وعده‌هاي صرفاً اقتصادي تلاش کردند آرا جلب کنند اما سرانجام اين آقاي احمدي نژاد بود که با شعار «بردن نفت بر سر سفره‌هاي مردم» و «مبارزه با فقر و فساد و تيعيض» و… توانست گوي سبقت را از ديگر رقبا بربايد و بر کرسي رياست قوه مجريه تکيه زند و طبعاً راي دهندگان به او انتظار داشتند او در اين مقام به وعده‌هاي خود عمل کند.

از قضاي روزگار از زمان روي کار آمدن او قيمت جهاني هر بشکه نفت روز به روز افزايش يافت و يک درآمد افسانه اي حدود 300 ميليارد دلار را روانه خزانه دولتش کرد و بهترين فرصت اقتصادي را براي تحقق شعارها و وعده‌هايش با توجه به همراهي همه قوا و نهادهاي حکومتي فراهم آورد اما امروز و در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري اين دولت از ناحيه عدم تحقق همين وعده‌هايش و هرز دادن منابع کمياب کشور مورد بيشترين سوالات و چالش‌ها واقع شده و عملاً پاسخگو نيست که چرا به رغم در اختيار داشتن 40 درصد کل درآمد نفت سال‌هاي پس از انقلاب حتي نتوانسته است کارنامه بهتري از دولت‌هاي قبل در زمينه شاخص‌هاي کلان اقتصادي عرضه کند.