دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر امام خمینی (ره) و اخلاق در دیپلماسی

در دنیای امروز، اخلاق در ایجاد تفکرات سیاسی و رفتار بسیاری از سیاستمداران، به ویژه در غرب، جایگاه مناسبی ندارد و در بسیاری موارد، پرهیز از اخلاقیات مورد توجه این قبیل سیاستگذاران قرار گرفته است. به لحاظ مبنایی، «لئو اشتراوس» که اندیشه‌های وی پایه‌های تفکرات نومحافظه‌کاران آمریکا را تشکیل می‌دهد معتقد به «حكومت غیراخلاقی نخبگان» است. وی با رفتارهای اخلاقی رهبران مخالف بوده و جایگاهی برای اخلاق در عرصه حاكمیت نخبگان قایل نیست. بنا بر این اعتقادات، آنهایی كه شایسته رهبری هستند، همان‌هایی هستند كه به اخلاق اعتقاد ندارند و فكر می‌كنند.
تنها یك حق طبیعی وجود دارد و آن حق بالا دست برای سلطه برپایین دست است. اشتراوس حتی برای مذهب هم رسالت اخلاقی قایل نبود و می‌گفت مذهب تنها برای توده‌هاست و احتیاجی نیست كه حاكمان خود را با آن محدود كنند، چون حقایقی كه توسط مذهب گفته می‌شود كلاه‌های شرعی است.
وی بر این باور بود كه تمایل مردم را باید درك كرد. آنها به زمامداران قدرتمند نیاز دارند تا بگویند چه چیز برایشان خوب است. از نظر وی، برخی از اعضای جامعه باید فرمانده و دیگر افراد باید فرمانبردار باشند. اشتراوس بر مبنای این نگاه غیراخلاقی، مروج جنگ بود و می‌گفت برای بقا، همیشه باید جنگید. صلح به انحطاط می‌انجامد. جنگ دایمی و نه صلح دایمی لازمه یک نظم سیاسی است. یک نظام هنگامی می تواند با ثبات باشد كه تهدیدات خارجی آن را متحد كرده بـاشـد و اگر هیچ تهدید خارجی وجود نداشته باشد، باید تهدیدی را خلق کرد.
ویلیام كریستول از پیشروان نومحافظه‌كاری و شاگرد اشتراوس نیز با یک نگاه غیر اخلاقی معتقد است كه شاخصه‌های عمده‌ای وجود دارد كه نشان می دهد، انسان هنـوز هـم جنـگ را دوست دارد؛ بنابراین، به راحتی می‌توان فرد را از خوشی‌های حیوانی مدنظر جامعه لیبرال رهانید و به سوی جنگ هدایت كرد. در این تفكر ارزش‌های آمریكایی به هدف نهایی بشریت تبدیل می‌شوند و بشر در این دوره به آن چنان تكاملی می‌رسد كه از گزینه‌های اخلاقی و متافیزیكی بی‌نیاز می‌شود.
اما بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) با الهام از آموزه‌های اسلامی، از همان آغاز مبارزه و به ویژه پس از پانزده خرداد 1342، در درس‌های اخلاقی خویش، راه‌های مبارزه با استبداد و استکبار را نیز آموزش می‌دادند. به همین دلیل بود که عوامل رژیم شاه، درس‌های اخلاق ایشان را تعطیل کردند. امام با ترویج اندیشه‌های سیاسی نوین و مبتنی بر شرع، توانست بر خلاف آموزه‌های زمان که سیاست را امری بشری و عقلی و در نتیجه غیر دینی معرفی می‌نمود، دین، اخلاق و معنویت را به عنوان یک ارزش وارد مفاهیم سیاسی کند. از دید امام، احکام اخلاقی و سیاسی اسلام، جدا از یکدیگر نبوده و هماهنگی اخلاق و سیاست، لازمه راه‌‌اندازی حکومت اسلامی است.
در کتاب حکومت اسلامی یا ولایت فقیه، امام خمینی(ره) به نقش حکومت در ایجاد امنیت و جلوگیری از فساد اخلاقی اشارات مهمی دارند. امام بیش از تأکید بر تقدم اخلاق بر سیاست، از تعامل این دو با یکدیگر سخن می‌گوید. اوج این پیوند در نظریه ولایت فقیه امام نمایان می‌شود که برخاسته از مبانی عقلی و دینی است و شایستگی سیاسی و اخلاقی را به یک میزان در تعیین ولی فقیه مؤثر نشان می‌دهد.
از دید امام خمینی(ره)، سیاست خارجی صحنه برخورد و تعامل واقعگرایی و آرمانگرایی است، چرا كه از یكسو، انقلاب اسلامی، به عنوان یك تحول اعتقادی و اخلاقی، آرمان‌ها و اهداف مكتبی خود را به دنبال دارد و از سوی دیگر، محدوده جغرافیایی ایران محدودیتها و فرصتهای واقعی خود را داراست.
در این نگاه، نظام متكی بر ایدئولوژی، چارهای جز تلفیق واقعگرایی و آرمان‌خواهی در سیاست خارجی ندارد تا علاوه بر حفظ و پیشرفت خود، در راه تحقق خواستهای نهایی آرمانهایش نیز كوشش كند. با الهام از آموزه‌های اسلامی در دیپلماسی امام، اخلاق که برگرفته از اعتقادات اسلامی بود، در شكلگیری سیاست خارجی نیز نقشی مؤثر داشت.
موارد زیر از جمله اهداف سیاست خارجی ایران و از آموزه‌های امام خمینی(ره) است كه رویکرد اخلاقی دارد:
1ـ معرفی انقلاب اسلامی: امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی یا صدور انقلاب می فرمودند: صدور اسلام به این است كه اخلاق اسلامی، آداب اسلامی، اعمال اسلامی آنجا طوری باشد كه مردم توجه به آن بكنند… آشنا كنید مردم را به اسلام و به انقلاب اسلامی و انقلاب اسلامی. صدور آن وقت است كه اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی رشد پیدا بكند. 
حضرت امام براین اعتقاد بودند که رمز صدور انقلاب اسلامی و معنویت آن تطبیق این مكتب با اخلاق و فطرت انسانی است. ایشان بر این باور بودند كه صدور انقلاب اسلامی و حمایت از مستضعفان به معنای جنگ طلبی و اعمال زور و به عبارتی دخالت در امور داخلی دیگران نیست، بلكه معرفی و ترویج ارزش‌های دینی و الهی است كه منجر به ارتقای روحیه ظلم ستیزی و شناخت حق از باطل و تقویت جبهه حق می‌شود.
2ـ ائتلاف و اتحاد ملل مسلمان: یکی از اولویت‌های امام خمینی (ره) برای برقراری و تحكیم روابط خارجی، كشورهای اسلامی بودند. بر پایه تفكر ایشان، اتحاد میان كشورهای اسلامی با یک رویکرد اخلاقی ضرورت داشت و این اتحاد تنها در سایه برقراری و تقویت روابط ممكن می‌شد؛ از نظر امام، ارتباطاتی كه مبنای اخلاقی و اعتقادی داشته باشد با دوام‌تر خواهد بود.
3ـ نقش دین و اخلاق در جنگ و صلح: صاحبان اندیشه سیاسی در جهان بارها در مورد نقش اخلاق در مقابله با وقوع جنگ و استقرار صلح بحث کرده‌اند. در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) این اصل پذیرفته شده که دین و اخلاق می‌توانند در جلوگیری از جنگ یا برقراری صلح نقش ایفا کرده و حتی برای پیشگیری از جنگ‌ها استراتژی ارایه کنند.
در اسلام ناب محمدی(ص) که از سوی امام معرفی شده است، هدف اساسی،‌ توسعه همبستگی اخلاقی در امور بین‌المللی است که این امر به پایداری صلح کمک می‌کند. این اصل رویکرد بین‌المللی دارد و به عبارتی در سطح بین‌المللی یک جهان اندیشی اخلاقی را معرفی می‌کند. در این جهان اندیشی، نهادهای بین‌المللی باید این اصول اخلاقی فراگیر را به رسمیت شناخته و اخلاقی رفتار کنند.
این نظریه بر این باور است که در فرآیند حل نزاع‌ها در نهادهای بین‌المللی، باید به یک همبستگی اخلاقی برسیم و نحوه رسیدن به این اصول جهان شمول اخلاقی را مطرح کنیم. اگر این اصول مورد توجه و مبنای عمل قرار گیرد، می‌توان به هم‌زیستی اخلاقی در عرصه بین‌الملل رسید.
حضرت امام در جای دیگری با نفی بعد مسافت در ارتباطات ملت‌ها می‌گویند: باید روابط بن ملت‌ها بر پایه مسائل معنوی باشد و در این رابطه بعد مسافت تأثیری ندارد و چه بسا، کشورهایی که همجوار هستند، اما رابطه معنوی بین آنها نیست؛ بنابراین، روابط دیگر هم نمی‌تواند مثمر ثمر باشد. ما روابطمان با کشورها بنا بر مبانی اسلام خواهد بود.
4- نفی و اجتناب از ابزار غیراخلاقی برای رسیدن به هدف: امام درباره کشور‌ها نیز اهداف و خط مشی‌هایی سازگار با اخلاق و شریعت اسلام در نظر داشتند و هر ابزاری را برای رسیدن به اهداف مشروع و مجاز نمی‌شمردند. با این نگاه اخلاقی، ظلم و تجاوز، قتل و غارت، نقض عهد و پیمان و امثال اینها ممنوع بود. خودداری از رفتار متقابل به هنگام بمباران مناطق غیر نظامی و شهرها توسط ارتش صدام در دوران دفاع مقدس، نشانگر وفاداری امام خمینی(ره) به اصول اخلاقی خود حتی در زمان جنگ است.
5ـ روابط صلح آمیز متقابل با دولت‌های جهان: در جهان امروز، هیچ كشوری نمی‌تواند در انزوا و بدون برقراری ارتباط با كشورهای دیگر، نیازهای خود را تأمین كند و عقل سیاسی ایجاب می‌كند كه ارتباطات جهانی افزایش یابد. امام با حفظ استقلال نظام و با توصیه به روش‌های اخلاقی و صادقانه، ارتباط با خارج از كشور و برقراری روابط با كشورهای جهان را توصیه می‌کردند. ایشان ارتباط با جهان بیرون را موجب توسعه سیاسی و تقویت بنیه اقتصادی كشور دانسته و ارتباطات فرهنگی و ایدئولوژیك با دیگر كشورها به ویژه ممالك اسلامی را موجب افزایش تفاهم و همگرایی وتعامل میان ملت‌ها تلقی می‌کردند.
6ـ رویکرد اخلاقی در سیاست خارجی: در دیپلماسی جهان حاضر، دولت‌ها به ویژه در رویارویی با بحران، ناگزیر به در پیش گرفتن شیوه‌های غیراخلاقی می‌شوند، ولی امام خمینی در سختترین شرایط، شیوه اصولی و ارزشی خود را حفظ می‌کردند. امام با این رویکرد اخلاقی، قایل به این بودند که اسلام برای همه و دلسوز برای بشر است و ما همه پیرو اسلام هستیم.
ایشان می‌فرمودند: «ما با هیچ ملتی بد نیستیم. اسلام آمده بود برای تمام ملل برای ناس… ما اعلام می‌کنیم که نظر تجاوز به هیچ یک از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نداریم…». شیوه دیپلماسی کنونی جهان معمولاً بر تحریف سخن طرف مقابل، جوسازی كردن و وی را در تنگنا قرار دادن استوار است، ولی امام خمینی(ره) در این تعامل انصاف را از دست نداده و برای دستیابی به هدف، از ترساندن طرف مقابل خودداری می‌کرد. در واقع شیوه امام خمینی در برخورد با ملل دیگر بر پایه صداقت، اخلاق و احترام بود.
وقتی خبرنگار مجله آمریکایی تایمز از ایشان می‌پرسد که در جمهوری اسلامی به طور کلی سیاست خارجی شما چگونه خواهد بود و امام در پاسخ می‌فرمایند: «جمهوری اسلامی ما با تمام ممالک روابط حسنه دارد و احترام متقابل قایل است در صورتی که آنها هم احترام متقابل قایل باشند».
امام در پاسخ به خبرنگاری که از ایشان پرسیده بود که سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ویژه در رابطه با ابرقدرت‌ها چه خواهد بود، فرموده‌اند: «سیاست دولت اسلامی حفظ استقلال، آزادی ملت و دولت و کشور و احترام متقابل بعد از استقلال تمام خواهد بود و فرقی بین ابر قدرت‌ها و غیر آنها نیست.»
با اتکا به این اصول اخلاقی، امام در جای دیگری می‌فرمایند: «باید روابط بین ملت‌ها بر پایه مسائل معنوی باشد. ما روابطمان با کشورها بنا بر مبانی اسلام خواهد بود». پاسخ امام حتی در ارتباط با رابطه با آمریکا نیز با یک رویکرد اخلاقی همراه است. ایشان در پاسخ به این كه تا كی سردی روابط بین دو كشور وجود خواهد داشت، می‌فرمایند: تا وقتی كه آمریکا آدم بشود؛ یعنی روش‌های نادرست خود در برخورد با دیگران و با جمهوری اسلامی ایران را تصحیح كند.
كلام آخر اینكه حضرت امام خمینی(ره) با الهام از آموزه‌های اسلامی به یك دیپلماسی اخلاقی معتقد بوده و این اخلاق سیاسی در شكلگیری سیاست خارجی نیز نقشی مؤثر داشت و به توسعه همبستگی اخلاقی در امور بین‌المللی و پایداری صلح کمک می‌کرد.
امید است که کارگزاران سیاست خارجی با الهام از آموزه‌های اخلاقی آن امام بزرگوار بتوانند اشاعه اخلاق در عرصه دیپلماتیک را از مرحله نظریه بیرون و عملیاتی کنند. انشاءالله