دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر حاشيه‌اي بر پيام اينترنتي کرباسچي به کاربران

محمد محمدرضايي، نماينده سابق بيجار، با ارسال پيامي براي «» آورده است: محمد محمدرضايي هستم. از زندان به پارلمان آمدم؛ البته نه به جرم فساد مالي که به گناه افشاي آنها. جناب غلامحسين ظاهرا از رسيدن شهردار سابق تهران به شهرياري ايران غبطه مي‌خورند. اگر ايشان با فروش تراکم يا همان قانون‌فروشي، کاخي بنا نمي‌کرد، تا به سلامتي کوخ‌نشينان در آن نشينند، جناب محمود سکونت در آنجا را تحريم نمي‌کرد و به نمايش نمي‌گذاشت و اينک شهريار ايران نبود تا جناب غلامحسين نگران آن باشند. پس خودکرده را تدبير نيست؟!

شيوه برتر مديريتي را به رخ کشيده‌اند، غافل از آن‌که همه مي‌دانند با منابع هنگفت مالي در شهري که دوران انقلاب و کوران جنگ را گذرانده است، اجرا کردن هر پروژه عمراني در هر مقياسي به وسيله هر کسي در آن مقطع نمود مي‌يافت!

هنر يک مدير، نظارت و جلوگيري از ريخت‌وپاش‌هاست. مديري که امانت‌دار نباشد، مدير نيست؛ پديده ناميموني که در ستاد انتخاباتي تحت امر ايشان نيز جاري است.

اذعان مي‌کنم شخص غلامحسين از اين حيف و ميل‌ها، مستقيم چيزي ميل نفرموده‌اند، اما در نتيجه رعايت نکردن نظامات مالي و سهل‌انگاري در حراست از اموال عمومي موجب شده‌اند. جيب ديگران از مال مردم پر شود که معنا و مفهوم آن خيانت در امانت است. چنانچه در دستگاه قضائي براي رسيدگي به تخلفات مشابه کوتاهي مي‌شود، دليل بر بي‌گناهي کرباسچي نيست!

با شناختي که از گذشته و عملکرد تبعيض‌آميز ايشان در حق اقشار گوناگون سراغ داريم، بر اين باوريم تغيير که مبتني بر بازگشت مديران کاخ‌نشين با رأي کوخ‌نشينان باشد، تغيير نيست، بلکه تحجر است. از اين روي، راهمان را از راه کرباسچي جدا مي‌کنيم.

هنوز جناب سلطان‌حسين اين‌طرف پل هستند. نامه‌هاي بي‌شمار مردمي به کانديداي ايشان دور ريخته مي‌شود؛ واي به حال روزي که تيم او به آن طرف پل برسند! پيروزي مهدي کروبي براي ما هدف بود، اما براي آنان که آمده‌اند تا در سايه ايشان، چهره مخدوش سياسي خود را احيا کنند، وسيله!

فراموش نکرده‌ايم در زمان تصدي ايشان در شهرداري تهران، سپردن سمت رفتگري به کرد و اهل سنت به سختي انجام مي‌گرفت. از اين روي، روا نمي‌دانيم اقوام ايراني را نردبان ترقي کسي کنيم که در پايبندي‌شان به حقوق آنان ترديد داريم.

با عرض پوزش از جسارت خويش
محمد محمدرضايي