دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر واگذاری استقلال و پرسپولیس عوام فریبی است

سرمایه؛ ¦به نظر شما کدام یک از این چهار نامزد ریاست جمهوری اگر انتخاب شوند برای ورزش کشور ما بهتر است؟

هر کسی که مدیر بهتری باشد. اگر ورزش به عنوان جایگاهی در کنار آموزش مورد توجه باشد و به آن عنایت شود هر رئیس دولتی که بیاید باید به این مساله توجه کند. همان اندازه که آموزش در کشور ارزش دارد پرورش انسان ها هم ارزش پیدا می کند.

متاسفانه باوجود اینکه در برنامه چهارم توسعه به این مساله توجه خاصی شده است اما سازمان تربیت بدنی که مسوول ورزش کشور است نتوانست این هماهنگی را در دولت به وجود بیاورد که چنین اتفاقی بیفتد و ما بتوانیم از مدارس ورزش را رشد و حرکت بدهیم. من تصور می کنم که در بین این چهار نفر رشد ورزش با مدیریت آقای میرحسین موسوی بیشتر خواهد بود. چون در بین این چهار نفر توان مدیریتی بالاتری دارد. از مسائل اقتصادی هم شناخت دارد. ورزش امروز یکی از پارامترهایی است که در اقتصاد تاثیرگذار است. فکر می کنم در صورتی که آقای میرحسین موسوی انتخاب شوند ورزش از شرایط بهتری برخوردار خواهد شد.

¦آن دوره ای که ایشان نخست وزیر بودند توجه ویژه ای به ورزش داشتند؟

آن دوره را نمی توان ملاک برای ورزش قرار دهیم چراکه دو اتفاق در ایران افتاده بود و آن دو اتفاق فرصتی نمی داد که به ورزش به عنوان یک اولویت توجه شود.

¦یعنی سازمان تربیت بدنی نداشتیم؟

چرا داشتیم. اما دو اتفاق افتاده بود. اول اینکه انقلاب شده بود و تقریباً همه مملکت سازماندهی قبلی اش را از دست داده بود و سازماندهی جدیدی به وجود آمده بود. نوع تفکری که در بدو پیروزی انقلاب در بین نیروهای انقلابی رایج بود با نگاهی که پیش از انقلاب در ورزش بود فاصله داشت. آنها بر این تصور بودند که ورزش یک ابزار سرگرمی است که مردم را از افکار سیاسی دور می کند. درصدی از نیروهایی که در انقلاب و در آن شرایط نقش داشتند معتقد بودند که سازمان تربیت بدنی را کلاً باید جمع کرد. پارامتر دوم هم متاسفانه شروع جنگ در شهریور 1359 بود که نظام نوپای ما را درگیر یک بحران بزرگ کرد. نه سپاه آن روز، سپاه امروز بود، نه ارتش امروز ارتش آن روز بود. فرماندهان قبلی ارتش کنار گذاشته شده بودند و فرماندهان جوان آماده بودند. سازمان ها و دستگاه های اداری مان،مدیران با تجربه ای نداشتند.همه تیم ها جدید و نو بودند. در نتیجه نمی توان ورزش در آن زمان را مبنا قرار داد. در آن سال ها منابع مالی مان به اندازه ای کاهش پیدا کرده بود که دولت اگر هم می خواست قادر نبود منابعش را به ورزش تخصیص بدهد. کشور یک درآمد شش تا هفت میلیارد دلاری داشت و با این درآمد هم باید کشور اداره می شد و هم جنگ.در همان مقطع خود من قائم مقام وزارت صنایع سنگین بودم و آقای نبوی وزیر صنایع سنگین بودند. وقتی ایشان اوایل سال از دولت تشریف آوردند گفتند که امسال سهمیه ارزی که به ما دادند صفر است و شما با صفر خودتان را اداره کنید. پس وقتی صنعت کشور باید با صفر خودش را اداره می کرد بدیهی است که جایگاهی که منابعی را در آن به ورزش اختصاص بدهیم نمی توانست وجود داشته باشد.

¦درباره حمایت مهندس موسوی در زمان نخست وزیریشان از مرحوم پرویز دهداری سرمربی تیم فوتبال آن زمان چیزی خاطرتان است؟

مرحوم دهداری انسان بسیار والایی بود. درست است که در فوتبال بودند ولی می توان گفت که ایشان یک منش پهلوانی داشتند. دهداری بسیار وارسته، خوش فکر و مورد قبول تمام نیروهایی بودند که در ورزش به دنبال سلامت ورزش بودند.

¦ مخالفت هایی که با ایشان می شد از چه جهت بود؟
برای اینکه در مملکت ما هر کسی بخواهد سلامت کار کند با او مخالفت می شود. این طبیعی است. دهداری به هیچ کس باج نمی داد. حاضر نبود زیر بار حرف هیچ کس برود. بر اساس انضباطی که به آن اعتقاد داشت کار می کرد. بسیار انسان معتقد و پرکاری بود. خیلی ها هم به خاطر همین چیزها از او خوششان نمی آمد. فکر می کردند هر چه می گویند دهداری باید گوش کند و او هم
یک چنین خصوصیتی نداشت. من چون در دولت آقای موسوی مسوولیت داشتم و روحیه آقای مهندس موسوی را از نزدیک لمس کردم، می دانم آقای مهندس موسوی عموماً با نیروهایی که سلامت فکری و توانایی داشتند رابطه خوبی برقرار می کردند. خیلی اهمیت نمی دادند که حالا این فرد راست یا چپ است. همین قدر که می دیدند آن فرد خوب کار می کند، سلامت فکری دارد و به فکر منافع شخصی اش نیست از آن فرد حمایت می کردند. اگر مهندس موسوی از مرحوم دهداری حمایت کرده باشند مساله غریبی نیست.

¦ آیا ما در آن دوره در مسابقات جهانی و المپیک شرکت می کردیم و اگر شرکت می کردیم، آیا مدال با ارزشی هم کسب کردیم؟

به دلیل اینکه شوروی سابق به افغانستان حمله و نیرو در آنجا پیدا کرده بود ما در المپیک 1980 مسکو حضور پیدا نکردیم. اما در دیگر المپیک ها حضور پیدا کردیم. در مورد مدال های المپیک من اعتقاد شخصی ام را بگویم. من مدال های المپیک را ناشی از مدیریت سازمان ورزش نمی دانم.

¦ناشی از چه می دانید؟

ناشی از غیرت آن افراد می دانم. برای اینکه در 50 سال اخیر در ورزش ما کار ریشه ای نشده است. روزی ما آقای محمد نصیری را داشتیم که قهرمان خروس وزن جهان بود. ایشان مدال طلای المپیک را گرفت. مدال طلایی جهانی را هم آورد. در آن مقطع مسوولان می گفتند که ما نژادمان طوری نیست که در سنگین وزن حضور داشته باشیم. بعد آقای رضازاده آمدند که مدال سنگین وزن جهان را گرفتند و به عنوان قوی ترین مرد جهان معرفی شدند. هر دو این افراد را ما داشتیم. این دو نفر نشان می دهند که ورزش ما نیست که این دو نفر را ساخته، اینها خودشان از فرصت ها خوب استفاده کردند و توانستند در آن عرصه خودشان را نشان بدهند. در کشتی هم همین طور است. نمی گویم مدیریت کاملاً بی تاثیر است ولی آن طور هم که تصور می شود، نیست. ما از المپیک 1948 لندن تا الان که در المپیک های مختلف شرکت کردیم معمولاً کمترین مدالی که همیشه به دست آوردیم یک تا دو برنز بوده است،بیشترین مدال مان هم بیشتر از دو طلا نبوده است.

¦ پس با این شرایط این انتقاد به سازمان تربیت بدنی دولت آقای احمدی نژاد هم که می گویند با سوء مدیریت امکان مدال آوری ما را کاهش داده است منتفی است. اینکه رضازاده به المپیک نیامد این تقصیر کیست؟ اشکال از غیرت شخصی او است؟

به نظر من اینجا آقایان یک اشتباه مدیریتی کوچک کردند. فکر کردند با یک فاصله کوتاه رضازاده را در دو مسابقه مهم شرکت بدهند تا دو مدال ببرند و بتوانند با هر دو تا مدال مانور مردمی بدهند. پوپولیستی بودنش هم از این ناحیه است. در حالی که یک قهرمان در یک فاصله کوتاه نمی تواند در دو مسابقه مهم شرکت کند.

¦ پس یک اشتباه مدیریت کوچک نیست یک اشتباه مدیریت بزرگ است. چون قهرمانی بوده است که ما احتمال 99 درصد برای کسب مدال طلای المپیک او را می دادیم. آن هم مدال طلای قوی ترین مرد جهان که بسیار ارزش دارد.

نوع اشتباه کوچک است. وزن اشتباه سنگین است. علت این است که آدم هایی که بودند این کاره نبودند. چون این کاره نبودند و فقط می خواستند بتوانند مردم را راضی کنند در نتیجه رفتند سراغ اینکه بتوانند در هر دو مدال بیاورند و به مردم فخر بفروشند ولی از آنجایی که شناخت نداشتند عملاً باعث شدند که تنها یک مدال نصیب مان بشود و آن یکی که ارزش بیشتری داشت را از دست بدهیم. من یک مثال کوچک تر بزنم. هفته پیش فینال جام قهرمانان باشگاه های اروپا بین بارسلونا و منچستریونایتد بود. جایزه این مسابقه برای تیم دوم نزدیک به 98 میلیون یورو است. جایزه تیم قهرمان جام حذفی داخل انگلستان پنج میلیون دلار است. آقای فرگوسن در حالی که در یک چهارم نهایی مسابقات جام حذفی داخل انگلستان بود تیم ذخیره اش را برای مسابقه گذاشت. اگر می برد که هیچ اما اگر می باخت پنج میلیون دلار از دست می داد. اما آنجا حداقل 98 میلیون دلار به دست می آورد. به این مدیریت می گویند منتها مدیریتی که آگاه است. ممکن است کسی که از مدیریت آگاه نباشد متوجه این مساله نشود. آن کسی که مدیریت می کند به این مساله توجه می کند. کسی که یک باشگاه حرفه ای را اداره می کند. آن کسی که به دنبال افتخارات بزرگ تر است فکر می کند که اگر بتواند یک جایگاه بالاتر را به دست بیاورد از آن جایگاه پایین تر می گذرد. ما مدال کوچک تر را چسبیدم مدال بزرگ تر و مهم تر را از دست دادیم.

¦زمان شما لیگ 14 تیمی بود و شما می گفتید این بهترین حالت برای لیگ ما است. چرا شما این نظر را داشتید؟ و الان وضعیت لیگ را با 18 تیم چگونه می بینید؟

ورزش حرفه ای اقتضائات خودش را دارد. ما آیین نامه ورزش حرفه ای را نوشتیم و به تصویب مجمع عمومی فدراسیون رساندیم و لیگ حرفه ای را پیاده کردیم. تیم ها بایستی مثل یک شرکت اداره بشوند استقلال داشته باشد. همانطور که یک شرکت به دنبال برنامه ریزی برای تولید، گسترش و بازاریابی و افزایش پتانسیل های خودش است یک باشگاه هم همین شرایط را باید داشته باشد. ورزش ما در آن مقطع ظرفیت چنین حالت حرفه ای را نداشت من اصرار داشتم که حتی 14 تیم هم برای ما مشکل است. بنابراین سال اول و دوم لیگ که من هنوز در فدراسیون بودم هر دو سال اصرار کردم که با 14 تیم برگزار شود. بعد اما 16 تیم شد و بعد از آن هم به 18 تیم رسید. اما عملاً دیدند که با این شرایط باشد چراکه امروز می بینیم ما بعد از هشت سال که لیگ را برگزار کردیم هنوز 30 درصد آنچه که در آیین نامه لیگ حرفه ای بوده است و قرار بوده است سه ساله تامین بشود تا امروز تامین نشده است. به همین دلیل هم به نظر من مهم نیست که چند باشگاه داشته باشیم. اگر شرایط مساعد باشد 22 تیم هم باشند خوب است. به شرط آنکه مدیریت حرفه ای داشته باشیم.

¦وضعیت خصوصی شدن باشگاه های استقلال و پرسپولیس به چه صورت است؟

آقایان متاسفانه در شعار دادن ید طولایی دارند در عمل جور دیگری هستند. اولاً که آقای مهرعلیزاده هم که رئیس سازمان تربیت بدنی بود اعلام کرد که من می خواهم باشگاه استقلال و پرسپولیس را سهامی عام بکنم و به بخش خصوصی واگذار کنم. آقایان اگر علاقه مند بودند باید از ابتدای امر همان مسیر را پیگیری می کردند و مشکلات این دو باشگاه را از نظر مالی حل می کردند. چون یکی از راه های اینکه شرکتی سهامی عام بشود این است که حداقل سه سال آخرش زیان ده نباشد.

¦این باشگاه ها زیان ده هستند؟

بدون کمک حتی نمی توانند یک روزشان را تمام کنند. این دو باشگاه اگر می خواهند مشکل شان حل شود باید از یک مدیریت باثبات برخوردار باشند. منابع درآمدی شان مثل هر باشگاه حرفه ای دنیا شناسایی شود. سعی شود که به عنوان شرکت های مستقل عمل کنند. پتانسیل های مالی خودشان را بشناسند و بعد به مرور گزارش های مالی نشان بدهد که باشگاه سودآور شده است و زمانی که سازمان بورس بررسی می کند قابلیت باشگاه را برای تبدیل به یک شرکت سهامی عام در بورس تایید بکند. ولی چنین اتفاقاتی نیفتاده است. حتی همین چند روز پیش که مجدداً اعلام شد می خواهند باشگاه های پرسپولیس و استقلال را سهامی عام بکنند بلافاصله یکی از مسوولان سازمان بورس گفت این باشگاه ها به علت اینکه زیان ده هستند قابلیت طرح در بورس را ندارند. پس موضوع باز همان بحث عوامفریبی و رای طرفداران این دو باشگاه را جمع کردن است تا اینکه اعتقاد به این باشد که بخواهند اداره پرسپولیس و استقلال را به بخش خصوصی بدهند.

¦پیرو طرح آمایش سرزمین بعضی از باشگاه ها از تهران به شهرستان ها منتقل شدند. اما چیزی که در عمل شاهد هستیم این است که تنها مسابقات در آنجا انجام می شود. نظر شما چیست؟

چیزی به نام آمایش سرزمینی اتفاق نیفتاده است. هر کسی این حرف را می زند سواد آمایش سرزمین را ندارد. آمایش سرزمین یعنی اینکه ما مکان هایی که فکر می کنیم بستر مناسبی برای رشد فعالیت های ورزشی هستند زمینه رشد و گسترش را در آنجا به وجود بیاوریم و شرایط را طوری کنیم که در کشور یک موقعیت نسبی برخورداری برای همه جامعه به وجود بیاید. از کجا به این نتیجه رسیدند که یک تیم را به قم باید ببرند، یک تیم را به قزوین ببرند و تیم دیگر را راهی همدان کنند. کدام مطالعات آمایش سرزمین نشان داده است که این سه شهر شرایط را دارند سازمان مدیریت مخصوص این مطالعات و بررسی ها بود که دولت نهم آن را منحل کرد.

محل مطالعات آمایش سرزمین هم در سازمان مدیریت بود پس این تصمیم بدون مطالعه و صرفاً سیاسی است. این کار باید از یک مطالعه حاصل می شد. یعنی اگر مطالعه نشان می دهد که همدان رشد فوتبالش در این سال ها طوری بوده است که مثلاً دو تا تیم در دسته یک دارد سه تا تیم در دسته دو دارد و تیم دسته یکش دارد به لیگ برتر می رود آن وقت این تیم را تقویت کنیم و همین طور اگر در قزوین یا قم چنین اتفاقی می افتاد. ولی این روند در هیچ کدام از این شهرها اتفاق نیفتاده است. این شهرها نه تیمی در دسته یک داشتند و نه تیمی در دسته دو داشتند و نه فوتبال شان رونقی داشته است. بله حتماً مردم شهر خوشحال می شوند و امتیازی می شود برای کسانی که این تیم ها را به این شهرها بردند ولی به این معنی نیست که براساس طرح آمایش سرزمین عمل شده است.

¦آیا حلقه ورزش با حضور شما و آقایان فائقی، کابه و راهبر در دولت احتمالی آقای موسوی قرار است، تشکیل شود؟

من فقط می توانم بگویم آقای مهندس موسوی را بیش از دو سال است که از نزدیک ندیدم و تا امروز هم توفیق اینکه در ستاد ایشان وقت بگذارم را نداشتم. در جاهای مختلف برای ایشان سخنرانی کردم اما حتی فرصت حضور در ستاد ایشان را نداشتم. البته آقای کابه مسوول بخش ورزش ستاد ایشان هستند. ولی از بقیه آقایان اطلاعی ندارم و تماسی هم با آنها نداشتم.