دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر شواليه هاي ناکام، ژنرال هاي 6 ستاره

«ادو لاتک»، «اتو ريهاگل»، «اوتمار هيتزفيلد»، «هلموت شوئن»، «گاس هيدينگ»، «رينوس ميشل»، «بابي رابسون»، «الکس فرگوسن»، «فابيو کاپلو»، «آريگو ساچي»، «لوئيجي تراپاتوني»، «ماريو زاگالو»، «فيليپه اسکولاري»، «تله سانتانا»، «کارلوس بيلاردو» و… اينها تنها بخشي از مربيان نامدار و بزرگ تاريخ فوتبال هستند که مي توان گفت فوتبال به آنها مديون است.

به نوشته قدس؛ با اين حال فوتبال نوين و مدرن امروز دستخوش تحولي شگرف شده و ستارگاني که تا همين سالهاي نه چندان دور آنان را در زمين مسابقه مي ديديم، اکنون جا پاي اين مربيان بزرگ گذارده اند. با اين حال اين سؤال مطرح است که آيا آنان موفق بوده اند يا خير؟ جواب دادن به اين سؤال قدري سخت است، با اين حال ما در اينجا سعي کرديم تا نگاهي به کارنامه مربيان موفق جوان و آنهايي که در اين ميان سوختند، داشته باشيم.

* موفق در ملي، ناموفق در باشگاه!
1 – رودي فولر: مهاجم تکنيکي سالهاي دهه 80 و 90 ميلادي آلمانها اولين فردي بود که طي انقلاب تغيير مربيان در فوتبال جهان که اتفاقاً جرقه آن در آلمان زده شد، با حمايت همه جانبه فدراسيون فوتبال اين کشور به عنوان سرمربي ژرمنها انتخاب شد. خيلي ها نداشتن مدرک مربيگري را به عنوان نقطه ضعفي براي او برشمردند، اما هنگامي که تيم کم اميد آلمان در جام جهاني 2002 توانست به عنوان نايب قهرماني جهان برسد، نظر همگان در مورد او عوض شد. با اين حال «روباه نقره اي» نتوانست در عرصه باشگاهي موفقيت در تيم ملي را تکرار نمايد و پس از يک حضور ناموفق در باير لورکوزن و آاس رم (دعواي آنتونيو کاسانو و فولر را به خاطر داريد که منجر به جدايي مربي آلماني از رم شد؟) تصميم گرفت تا به عنوان مدير فني باشگاه بايرلورکوزن به حيات فوتبالي خويش ادامه دهد.

2 – يورگن کلينزمن: شايد هنوز زوج او و فولر در پيشاني خط حمله تيم ملي آلمان در جام جهاني 1990 را به ياد داشته باشيد. مهاجم خوش اخلاق ژرمنها جايگزين فولر شد و نتيجه اعتماد فدراسيون فوتبال آلمان، کسب مقام سومي جام جهاني 2006 و ارائه فوتبالي زيبا از تيم جوان شده آلمان بود. او که در مدت يکسال و نيم هدايت تيم ملي آلمان کارنامه درخشاني برجاي گذاشت، ( 20 پيروزي، 3 تساوي و 3 شکست) پس از خداحافظي از تيم ملي جايگزين «اوتمار هيتزفيلد» در تيم بايرن مونيخ گشت، اما پس از نزديک به 10 ماه حضور بر روي نيمکت تيم باواريايي، از کار اخراج شد!

3 – مارکو فان باستن: زماني که مارکو در سال 2004 هدايت تيم ملي هلند را برعهده گرفت، عده اي عقيده داشتند که او نخواهد توانست با لاله هاي نارنجي اروپا به موفقيت چشمگيري دست يابد. اما فان باستن با کنار گذاشتن نامهاي بزرگ و روي آوردن به جوانترها، دوباره فوتبال هلند را احيا کرد. وي در مدت زمان 4 ساله اي که در اين پست قرار داشت از مجموع 52 ديدار، 35 پيروزي، 11 تساوي و 6 شکست را در کارنامه به ثبت رساند که ميانگين 67 درصد پيروزي را در جلوي نام او قرار مي دهد و اين يعني موفقيت. با اين حال وقتي که در مرحله يک چهارم نهايي يورو 2008 هلند به روسيه باخت، فان باستن هم تصميم به ترک تيم ملي و رفتن به آژاکس گرفت. عملکرد او با آژاکس اما در سال اول حضورش درخشان نبود و تيم تحت امر او با ايستادن در جايگاه سوم ليگ هلند، نتوانست جواز حضور در چمپيونزليگ اروپا را به دست آورد.

* شواليه هاي ناکام!
1 – رود گوليت: هافبک- مهاجم سورينامي الاصل لاله هاي نارنجي در دهه 80 و 90 با آن موهاي بافته شده، اولين مربيگري اش را با چلسي تجربه کرد و پس از دو سال حضور بر روي نيمکت شيرهاي لندني با 41 برد، 24 شکست و 18 تساوي به کار خود پايان داد. او سپس راهي نيوکاسل شد و آنجا هم نتوانست تيمش را بالاتر از ميانه هاي جدول بکشد. تجربه بعدي او با فاينورد رتردام در سال 2004 بود که اين تيم به مقامي بهتر از چهارمي در ليگ هلند نرسيد.

2 – لوتار ماتئوس: اولين فرد برنده توپ طلاي بهترين بازيکن سال فوتبال جهان ( 1991 ) نتوانست کارنامه درخشان بازيگري اش را در کسوت مربيگري تکرار نمايد. او که در سال 2001 هدايت تيم راپيد وين اتريش را برعهده گرفت تاکنون 5 بار هدايت تيمهاي گوناگون را تجربه کرده که اوج موفقيتش با تيمهاي پارتيزان بلگراد در سال 2003 (اولين قهرمان ليگ حرفه اي صربستان) و رد سالزبورگ اتريش در فصل 2007 بود که اين تيم گمنام اتريشي را به قهرماني بوندسليگا آن کشور رساند. ماتئوس تجربه مربيگري در رده ملي را با مجارستان هم داشته که نتوانست در مدت دو سال اين تيم را به هيچ تورنمنت معتبري برساند.

3 – هريستو استويچکوف: هافبک تکنيکي و بداخلاق بلغارستان در دهه 90 ميلادي که با اين تيم و باشگاه بارسلونا به افتخارات بي شماري رسيد، نيز جزو مربيان جوان و ناموفق به شمار مي رود. او در 4 سال حضورش بر روي نيمکت تيم ملي بلغارستان، نتوانست اين تيم را به تورنمنتهاي بزرگ فوتبالي برساند تا از کار اخراج شود. وي سپس راه سلتاويگو را در لاليگا پيش گرفت که در آنجا نيز تيم را تا آستانه سقوط پيش راند!

4 – روبرتو دونادوني: يکي از تکنيکي ترين بازيکنان تاريخ فوتبال ايتاليا، پس از آويختن کفشهايش در سال 2000 ، عهده دار هدايت تيم لچه در سري A شد، اما نتوانست کاري از پيش ببرد. وي پس از آن در تيمهاي باشگاهي ديگري از جمله جنوآ و ليورنو چرخيد تا اينکه در 13 جولاي سال 2006 بنا به تصميم فدراسيون فوتبال ايتاليا، به عنوان سرمربي لاجوردي پوشان انتخاب شد. اين تصميم يکي از جنجالي ترين تصميمات در ايتاليا به شمار مي رفت و کارشناسان بسياري از اين اقدام عجيب، ابراز تعجب کردند. خيلي ها کارنامه ناموفق او را دليل بر اعتراض خود برشمردند و البته تقليد کورکورانه فدراسيون ايتاليا از فدراسيون کشورهاي آلمان و هلند را اقدامي بچه گانه قلمداد کردند. نتايج ضعيف ايتاليا در راه صعود به يورو 2008 (ايتاليا در بازي آخر مقابل اسکاتلند توانست جواز صعود بگيرد) براي هواداران آتزوري که تيمشان را با ليپي، براي چهارمين بار بر قله جهان ديده بودند، به هيچ عنوان قابل قبول نبود. شکست تحقيرآميز مقابل هلند و عدم نتيجه گيري مقابل تيمهاي روماني، فرانسه و اسپانيا در دور پاياني يورو 2008 ، پايان ناخوشي بود بر کارنامه اين مربي. او هم اکنون هدايت تيم ناپولي را برعهده دارد.

* ژنرالهاي 6 ستاره!
1 – جوزپه گوارديولا: بدون ترديد شما هم با ما موافقيد که بايد او را در صدر فهرست نسل جوان مربيان قرار داد. پپ 38 ساله در اولين تجربه مربيگري اش با تيم بزرگي همچون بارسلونا (پيش از اين او تجربه هدايت هيچ تيمي را چه در رده بزرگسالان و چه در رده جوانان نداشته) توانست در 3 جبهه ليگ، جام حذفي و چمپيونزليگ با قاطعيت تمام به قهرماني برسد تا نامش را براي هميشه جاودانه سازد.

2 – فرانکلين ريکارد: هافبک دفاعي قلدر دهه 90 هلند که مانند گوليت اصالتي سورينامي دارد، پس از دو تجربه ناموفق مربيگري در رده ملي و باشگاهي، به يکباره خوش درخشيد و با آبي و اناريهاي بندر بارسلون، به همه افتخارات ممکن دست يافت. کسب عنوان قهرماني چمپيونزليگ سال 2006 نقطه اوج درخشش او به شمار مي رود و علاوه بر اينها وي توانست 3 قهرماني پياپي در لاليگا و دو قهرماني سوپرکاپ اسپانيا را به دست آورد.

3 – ديديه دشامپ: کاپيتان تيم ملي فرانسه و قهرمان جهان در سال 1998 که افتخارات زيادي با تيم ملي و باشگاه يوونتوس به دست آورده است، با داشتن 40 سال سن جزو پرافتخارترينها به شمار مي رود. کسب عنوان نايب قهرمان چمپيونزليگ با موناکو در سال 2004 (يادتان هست بلايي که شاگردان دشامپ در آن سال برسر رئال مادريد در آوردند؟ پيروزي 6 بر 3 )، قهرماني با يوونتوس در رقابتهاي سري B به سال 2007 و نايب قهرماني ليگ يک فرانسه با المپيک مارسي در فصل جاري، همه افتخارات دشامپ هستند.

4 – روبرتو مانچيني: هافبک ريزنقش اما خوش تکنيک آتزوري در دهه 90 ، ديگر ژنرال موفق به شمار مي رود. «مانچو» با تيمهاي فيورنتينا، لاتزيو و اينتر، به عنوان مربي کار کرد که اوج عملکرد او با اينترميلان بود. هت تريک او در فتح اسکودتو، دو قهرماني سوپر کاپ ايتاليا و دو قهرماني در جام حذفي اين کشور (کوپا ايتاليا)، همه افتخارات او هستند.

5 – رونالد کومان: يکي ديگر از ژنرالهاي هلندي فوتبال که به عنوان مربي کارنامه درخشاني داشته است. 3 قهرماني ليگ هلند با تيمهاي آژاکس و آيندهوون، فتح جام حذفي اسپانيا با والنسيا و به دست آوردن جام حذفي پرتغال با بنفيکا، همه افتخارات او به شمار مي روند. وي جايگزين فن گال در تيم آلکمار شده است.

6 – لوران بلان: مدافع مرکزي فرانسويها در سالهاي گذشته، پس از اشتغال در جامه مربيگري به تيم بوردو پيوست و در اولين تجربه کاري اش تاکنون با عملکردي درخشان موجب شده تا نامش را در اين فهرست قرار دهيم.
وي پس از اينکه در فصل گذشته ليگ يک فرانسه، بوردو را به عنوان نايب قهرماني رساند، امسال توانست دست به کاري بزرگتر زده و اين تيم را به عنوان قهرماني برساند تا پس از 7 سال يک تيم ديگر به جاي ليون قهرمان فرانسه لقب گيرد. وي در اين مدت 76 بار بر روي نيمکت بوردو نشسته که حاصل آن 46 پيروزي، 17 شکست و 13 تساوي است.

و اما به اين ژنرالها مي توانيد افرادي همچون «يوآخيم لو»، «اسلوان بيليچ»، «ميشائيل لادروپ»، «ژوزه مورينيو»، «کارلو آنچلوتي» و… را هم اضافه کنيد.