دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر شوك نتايج انتخابات لبنان، عامل پيروزيهاى آينده

ترور رفيق حريرى نقطه عطفی در تاريخ لبنان و مقاومت بود و حزب الله را در چهار راهى قرار داد كه مى بايست موضع گيري هایی را در مورد هر يك از اين راهها اتخاذ مى كرد، رفيق حريرى از لحاظ سياسى به نقطه بالانس و متوازنى با مقاومت و حزب الله رسيده و از طرف ديگر، نوك حملات خود را بيش از پيش متوجه سوريه ـ همپيمان استراتژيك حزب الله ـ كرده بود و اين امر توقعات سوريه از حزب الله را كه در گذشته هم وجود داشت، بيش از پيش نمود. اسرائيل و غرب از مقاومت به ستوه آمده و از جايگاه مثبت حريرى در تعاملش با حزب الله و امكانات نظامى آن، ناراضى بودند، ضمن اینکه غرب از چتر حمايتى كه بافت و تركيب مذهبى لبنان براى اين مقاومت به وجود آورده بود، به تنگ آمده بود.
ترور رفيق حريرى باعث شد، وضعيت چهار مورد فوق كاملا بر عكس شود. حزب الله هم پيمان سياسى خود را در ميان اهل سنت از دست داد، رضايت سوريه را توانست كسب كند، بافت مذهبى كاملا به ضرر حزب الله تغيير كرد.
جريان 14 مارسى كه بوجود آمد، عرصه را بر حزب الله تنگ كرد ولى در اصل تمام اهتمامش متوجه سوريه و ابزارهاى كاملا وابسته سوريه در لبنان بود، و قرار بود حزب الله به مرحله بعد واگذار شود. اقدامات فرسايشى سياسى و رسانه اى حزب الله و اپوزيسيون و به اصطلاح جريان 8 مارس باعث شد، آتش غضب طرفداران رفيق حريرى و جريان 14 مارس طى چند سال فرو كش كند و آنها نتوانستند نه سوريه و نه حزب الله را سرنگون كنند. در مقابل حزب الله توانست يك همپيمان مسيحى را كه ميشل عون مى باشد، جذب خود نمايد، همپيمانى كه نقش كليدى، سرنوشت ساز و فرامرزى داشت. اقدامات حزب الله و اپوزيسيون عليه خصم خود تا آن حد متمدنانه بود كه حتى در جريان جنگ 2006 اسرائيل بر لبنان تلاش نكرد از اين وضعيت به نفع خود سوء استفاده كرده و دولت سنيوره را سرنگون كند.
همين اخلاق عالى باعث شد كه على رغم فشارهاى شديد آمريكا و غرب بر جريان 14 مارس مبنى بر يكسره كردن كار، آنها در اقدام نهائى خود با تعلل و با تاخير عمل كنند. آنقدر تعلل و تأنى كردند كه وضعيت بين المللى منطقه به اصطلاح مغلوبه شد. و جريان 14 مارس حمايت بين المللى خود را از دست داد، اين جريان تلاش كرد در پايان وقت اضافى يعنى در 5 مى با دو مصوبه سرنوشت ساز، حزب الله را فاقد مشروعيت بنمايد. و حزب الله در مقابل در يك عمليات سرپايى ، وضعيت را به نفع خود تغيير داد. كنفرانس دوحه نيز به اين اقدام مبارك كه باعث شد لبنان را از بلاتكليفى نجات دهد، رسميت بخشيد، البته هر چند كه اين عمليات يكى از تمييزترين عملياتهاى نظامى در جهان به حساب مى آيد كه خسارتها و تلفات در آن به نحو بيسابقه اى كم و كنترل شده بود، ولى غرور برخى از فرقه ها و مذاهب لبنان را به شدت جريحه دار كرد و باعث كينه هاى بدرى، احدى و حنينى شده بود.
از آن به بعد اپوزيسيون و در راس آنها حزب الله، پيروزيها را يكى يكى درو مى كردند و در مقابل طرفداران جريان مقابل خشم خود را فرو مى خوردند، زيرا بوش تصميم نداشت اقدام جدى عليه محور مقاومت انجام دهد تا آنجا كه اپوزيسيون گمان كرد اين روند پيروزيها تا روز قيامت نيز ادامه خواهد يافت و در اين ميان برخى از همپيمانان حزب الله به دنبال برنامه هاى خاص خود شدند و حتى در برخى موارد با يكديگر نيز اختلاف نظر پيدا كردند. ولى روند پيروزيهاى مرحله سابق به نحوى منجر به غرور اپوزيسيون شده بود كه شعارهاى انتخاباتى آنها رنگ و بوى قلدر مأبانه گرفته بود. و اين امر در ميان اهل سنت لبنان تاثير منفى گذاشته بود.
خوشبختانه فراز و نشيب هاى سياسى لبنان در اين چند سال گذشته باعث شده است، جريانهاى سياسى لبنان بدانند كه اوضاع در لبنان هيچگاه ثابت نمانده و هر آن ممكن است حادثه اى يا جنگى يا انفجارى رخ دهد كه وضعيت را كاملا به ضرر آنها و به نفع طرف ديگر بنمايند. از طرف ديگر، مزه قدرت حزب الله را نيز چشيده بودند ، بدين جهت جريان 14 مارس بعد از پيروزى در انتخابات و كسب 71 نماينده كه البته براى خود آنها نيز غير قابل توقع بود، حداقل در اين چند روز سعى نكرد انتقام شكستهاى سابق خود را از اپوزيسيون بگيرد، بلكه رفتار متمدنانه در تعامل سياسى گذشته باعث شده بود، آنها نيز بخواهند مقابله به مثل كرده و با مشاركت طرف ديگر در كابينه آينده مخالفت نكنند. آنها فقط مخالفت ضمنى خود را به سهميه وزراتى يك سوم وتو كننده كه قبلا بر اساس معاهده دوحه به اپوزيسيون و در راس آنها حزب الله واگذار شده بود، اعلام كردند.
در واقع نتيجه انتخابات ، شكست نبود، بلكه توقف روند پيروزيهاى اپوزيسيون بود، و عملا نيز اپوزيسيون تعداد نمايندگان سابق خود را در اين دوره نيز حفظ كرده است.
بزرگترين پيروزى سابق حزب الله در جبهه داخلى تا قبل از انتخابات كه اثرات آن تاكنون ادامه دارد ، توافق ملى بر رويه حكومت دارى معينى است كه همه جناحهاى لبنان حتى بعد از انتخابات به آن اعتراف نموده اند و تاكيد كرده اند كه تصميم ندارند تغييرى در اين رويه بدهند زيرا نتايج آن براى كشور بدون شك خوشآيند نخواهد بود. بر اساس اين رويه متفق عليه، رياست پارلمان ، سهميه شيعى وزراتخانه ها، تعداد معينى از پست هاى كليدى ارتش، سازمان امنيت عمومى و برخى از مسائل استراتژيك كشور مانند سلاح مقاومت، رابطه با اسرائيل ، رابطه با سوريه، و… برنامه عمومى كابينه هاى جديد، بايد توسط حزب الله و امل تعيين شوند و اين مى تواند مقدمه اى براى تاسيس يك كابينه بى خطر باشد.
ناكامى در انتخابات، باعث شد جريان 7 مى در ميان اهل سنت به فراموشى سپرده شود، و اين مورد هم مى تواند مقدمه اى براى وفاق ملى در لبنان باشد.
بدون شك اين وضعيت جديد، فرصت مناسبى براى حزب الله و اپوزيسيون است كه در سياستها و برنامه ريزيهاى داخلى خود، تجديد نظر كرده و نقاط قوت خود را تقويت كرده و نقاط ضعف خود را جبران نمايد. بدون شك طرحهاى رشد و توسعه كشاورزى در مناطقى كه به طور كاملا از مقاومت حمايت كردند، پله اى براى پيروزيهاى آينده و نمونه اى براى يك مديريت كلان موفق خواهد بود. طرحهايى چنينى بر خلاف تزريق نقدينگى در اين مناطق باعث افزايش تورم و بالا رفتن بهاى كالاها نشده ، بلكه باعث آبادانى روستاهاى مى شود كه در واقع پايگاه هاى مقاومت و محل زندگى مبارزان در اقتصا نقاط لبنان است.