دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر کاسب‏ها تيم‏ها را آرايش مي کنند

مربي يکي از تيمهايي که فصل موفقي را پشت سر گذاشت و در نيمه بالاي جدول جاي گرفت، مي گويد: «فصل نقل و انتقالات قواعد خاص خودش را دارد و گاهي با چيزي نزديک به 1/5 ميليارد تومان سود که بين افراد معدودي در يک باشگاه تقسيم مي شود، همراه است. بنابراين هر کس مقابل گردش اين پول مانع ايجاد کند حذف مي شود حتي اگر اين شخص سرمربي تيم باشد.»

به نوشته قدس؛ دقت در اتفاقهاي هفته هاي پاياني ليگ برتر فوتبال ايران از قواعد و رخدادهاي نامتعارفي پرده برمي دارد. در فاصله دو هفته مانده به پايان رقابتها مربياني مثل اصغر مديرروستا و محمود ياوري که نتايج قابل قبولي به دست آورده بودند از کار بر کنار مي شوند و اين در حالي است که آنها حتي اگر هر دو بازي باقيمانده را مي باختند هم تغييري در جايگاهشان در جدول رده بندي ايجاد نمي شد.

از سويي اختلافهاي امير قلعه نويي و پرويز مظلومي با مديران باشگاه مشخصاً از زمان استارت غيررسمي فصل نقل و انتقالات کليد خورد و قطع همکاري دو مربي موفق را باعث شد که نام مجيد جلالي را هم مي توان در همين قاب گنجاند.

مشابه اين اتفاقها در سالهاي گذشته هم کم رخ نداده و جا به جايي هايي که مديران دلايل محکمه پسندي براي توجيه آنها نداشتند به دفعات به وقوع پيوسته است. در فوتبال روز و حتي فوتبال نيمه آماتور دنيا انتخاب سرمربي اولين وظيفه اصلي مدير يا رئيس باشگاه است و فهرست نياز يا مازاد بازيکن توسط شخص سرمربي که بعدها بايد جوابگوي ناکامي ها و ايرادها باشد، تهيه مي شود. در فوتبال ايران اما بدعت غلطي جا افتاده که ابتدا مديران بازيکنان مورد نظر خود را جذب مي کنند و انتخاب سرمربي به مراحل آخر کار موکول مي شود.

تيمي مثل سپاهان فصل گذشته بازيکنان ممتاز و تأثيرگذاري مثل هادي اصغري، بهمن طهماسبي، احمد جمشيديان، آرماندودوساو، رحمان احمدي و… را جذب کرد، اما نهايتاً ضعيف ترين فصل سالهاي اخير خود را پشت سر گذاشت چون بدون نظارت و تأييد فني شخصي به نام «سرمربي» وارد بازار نقل و انتقالات شد.

اين اشتباه بزرگ اکنون براي بسياري ديگر از تيمها از جمله استقلال و پرسپوليس در آستانه تکرار است. آنچه هر چند سود مالي سرشاري را به جيب عده اي خاص سرازير مي کند، اما نهايتاً به هدر رفتن سرمايه هاي هنگفت و خلق ناکامي هاي پياپي منجر مي شود.

***
پويايي و پيشرفت يک پديده به موازات ايجاد فضاي رقابتي رشد مي کند و علت در جا زدن ليگ برتر ايران را بايد در کمرنگ شدن همين فضاي رقابتي جستجو کرد. ثبات و استمرار فني به عنوان يکي از پايه هاي اصلي موفقيت، مدتهاست تحت تأثير جولان مديران غير ورزشي قرار گرفته و جا به جايي مداوم مربيان امکان شکل گيري تيمهايي با شخصيت و هويت فني مشخص را سلب کرده است.

سپاهان 6 سال قبل با فرهاد کاظمي در مسير پيشرفت قرار گرفت و در ادامه با انتخاب بوناچيچ که نقاط ضعف را برطرف و نقاط قوت را پررنگ کرد به اوج رسيد. ادامه اين روند به يک مربي بزرگتر و امکانات اساسي تر احتياج داشت، اما سپاهاني ها ترجيح دادند با فيرات دوباره از صفر شروع کنند.

مس کرمان با پرويز مظلومي آسيايي مي شود، اما ناگهان يک مربي گمنام جاي او را مي گيرد و بحث بومي گرايي سر زبانها مي افتد. وقتي ثبات فني وجود ندارد و وقتي پس از پيشرفتهاي اندک، پياپي از صفر و زير صفر شروع مي کنيم طبيعي است که فضاي رقابتي کمرنگ مي شود و در ليگ قهرمانان آسيا يکي يکي ناکامي ها را مي شماريم.

در نقطه مقابل اين جريان ذوب آهن اصفهان را مي بينيم که به جز دوره کوتاه سرمربيگري زوران جورجويچ، سيري طبيعي را پيموده و با رسول کربکندي و پس از او منصور ابراهيم زاده به قله نزديک شده است. حفظ اسکلت اصلي تيمي (بازيکنان و مربي) آنها را با مجموعه اي از بازيکنان متوسط تا آستانه قهرماني پيش برد.

***
منفعت مالي فصل نقل و انتقالات هر چيز را تحت تأثير خود قرار داده است. مدير، مربي، بازيکن و حتي رسانه در اين باتلاق دست و پا مي زنند و هر لحظه بيشتر از قبل فرو مي روند. اينجا اولويت اصلي کسب منفعت مالي از مسيرهاي نامتعارف است. ما راهمان را انتخاب کرده ايم پس دليلي ندارد وقتي در آستانه حذف از جام جهاني قرار مي گيريم يا در ليگ قهرمانان آسيا زنگ تفريح مي شويم، نقش انسانهاي متعجب را بازي کنيم. به آنچه مي خواستيم رسيده ايم و آنچه نمي خواستيم را از دست داده ايم.