دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر آيا همه چيز رو به راه است؟

بازگشت دوباره به صندلي سرمربيگري استقلال شايد آخرين و بکرترين موقعيت او براي چنگ زدن به جايگاهي مناسب در عرصه مربيگري باشد.

به نوشته قدس؛ آنچه در شش سال گذشته بر عبدالصمد مرفاوي روي نيمکت استقلال گذشت بر عدم توانايي اش در مسير تبديل شدن به «نفر اول» تيمهاي بزرگ و حتي متوسط صحه گذاشت اما او حالا پس از وقوع ماجراهايي غير قابل پيش بيني دوباره عنوان «سرمربي استقلال» را به سينه خود سنجاق کرده است.

در پس اين انتخاب رد پاي جاه طلبي مردي رؤيت مي شود که خوب مي داند تکرار موفقيتهاي ديگران با صمد مرفاوي چه پيامدهاي مثبت و ماندگاري را برايش به همراه دارد. امير رضا واعظ آشتياني پروسه «مديريت صحيح بر همه چيز ارجح است» را در دست گرفته و مي خواهد ثابت کند وقتي يکي مثل او پشت ميز مديريت نشسته تفاوتي نمي کند قلعه نويي سرمربي باشد يا دستيار هميشه آرام و در سايه اي مثل صمد مرفاوي.

سرمربي فعلي استقلال خوب مي دانست پذيرفتن پيشنهاد واعظ آشتياني معنايي غير از پشت کردن به امير قلعه نويي و پناه بردن به اردوگاه دشمن آن هم براي دومين بار را ندارد. مرتبه اول زماني اتفاق افتاد که ناصر حجازي به نيمکت آبي بازگشت و در مسير خصومت با امير قلعه نويي دستيار هميشگي، او را به عنوان دستيار اول انتخاب کرد.

فراموش نکرده ايم که حجازي در آن مقطع در گفتگوهاي پر تعداد خود با اصحاب رسانه جملاتي تکراري را درباره صمد به زبان آورد. «مي خواهم همه تيم دست مرفاوي باشد. من فقط مي نشينم و بر کارش نظارت مي کنم. صمد فصل قبل در استقلال عالي کار کرد و بنده به توانايي هايش اعتقاد دارم.»

اما به محض آنکه استقلال حجازي به بحران رسيد، صمد مرفاوي به عنوان اولين قرباني به خاک افتاد. او به اتهام رابطه پنهاني با امير قلعه نويي و تلاش براي ناکامي ناصر حجازي از کادر فني اخراج شد و مدتي بعد در مصاحبه اي گفت: «حالا مي فهمم چرا قلعه نويي مي گفت با اينها کار نکن. آقايان به من به چشم يک طعمه نگاه مي کردند و در کمال بي معرفتي به کسي که سالها براي استقلال زحمت کشيده تهمت جاسوسي زدند. سه سال دستيار قلعه نويي بودم و هرگز چنين رفتارهايي از او نديدم.»

شايد همين لحن پشيمان صمد باعث شد امير قلعه نويي در بازگشت دوباره به استقلال گذشته ها را ناديده بگيرد و بر خلاف گمانه زني ها مرفاوي را به عنوان دستيار اول خود معرفي کند اما تاريخ مجدداً در حال تکرار است و آقا صمد حتماً خوب مي داند پيوستن به اردوگاه واعظ آشتياني معنايي غير از قطع رابطه مادام العمر با امير قلعه نويي ندارد. آيا او اين بار گليمش را از آب بيرون مي کشد يا باز هم تنها در قالب يک طعمه لذيذ ايفاي نقش خواهد کرد؟

خانه تکاني به سبک آقا صمد
استقلال در ششمين دوره ليگ حرفه اي با سرمربيگري صمد مرفاوي تا آستانه قهرماني رفت اما از چهار بازي پاياني خود فقط يک امتياز به دست آورد و نهايتاً به رتبه چهارمي بسنده کرد. جاماندن آن تيم از کورس قهرماني بيش از هر چيز به آشفتگي هاي مديريتي ربط داده شد اما حقيقت پنهان اين بود که پس از ماجراهاي دير ارسال شدن مدارک به AFC و استعفاي امير قلعه نويي از سمت رئيس سازمان فوتبال استقلال که شکر آب شدن رابطه او و مرفاوي را به دنبال داشت؛ بازيکنان ديگر حرف صمد را نمي خواندند و مقابل کوچکترين خواسته هاي او مقاومت مي کردند.

يکي از بازيکناني که در آن دوران جزو نفرات اصلي بود و پس از پايان ليگ ششم از استقلال جدا شد در اين باره مي گويد: «آقا صمد اقتدار و نفوذ کلامي لازم را نداشت. نمي خواهم بگويم بين او و قلعه نويي به لحاظ فني تفاوت زيادي بود اما واقعاً فرق مي کرد که يک جمله مشابه را امير قلعه نويي بگويد يا صمد مرفاوي. به کلام ساده تر بچه ها از آقاي صمد مرفاوي حساب نمي بردند. گاهي در رختکن آن قدر تپق مي زد و کلمات را اشتباه مي گفت که به خنده مي افتاديم. حتي يک بار از خنده بچه ها عصباني شد و به حالت قهر ماژيک را به گوشه رختکن پرتاب کرد.»

و حالا تمام کوشش مرفاوي اين است که از تکرار اتفاقهاي آن دوران جلوگيري کند. او در اولين گام نام بازيکناني که در ليگ ششم عضو باشگاه بودند و هنوز پيراهن آبي را از تن در نياورده اند روي کاغذ آورده و ترجيح مي دهد براي ارائه چهره يک سرمربي مقتدر عذر اين عده را بخواهد. وحيد طالب لو، مهدي امير آبادي، حسين کاظمي، مجتبي جباري، سياوش اکبرپور، علي علي زاده و پيروز قرباني هفت بازيکني هستند که در اين دايره قرار مي گيرند.

قرباني به واسطه تمايل نداشتن باشگاه به تمديد قرارداد رسماً از استقلال جدا شد، براي تمديد قرارداد امير آبادي و عليزاده با آنها تماس گرفته نشده و درباره مجتبي جباري هم گفته مي شود شروط ويژه اي براي ادامه حضور در استقلال به او ابلاغ شده است. چه بسا اگر قرارداد سياوش اکبرپور و حسين کاظمي هم به پايان رسيده بود رضايتنامه آنها بلادرنگ صادر مي شد.

آقا صمد مي خواهد تصويري از يک سرمربي مقتدر را ارائه بدهد و در اين مسير به بازيکناني احتياج دارد که خاطره اي از گذشته سرمربيگري او در استقلال در ذهن نداشته باشند.

کادر فني سبک وزن
رد پاي اين تفکر در نحوه انتخاب دستياران مرفاوي هم ديده مي شود او اين بار به سراغ همکاراني رفته که نسبت به خودش وزن علمي و شخصيتي پايين تري دارند و تاکنون پس از دشواريهاي فراوان نفراتي مثل بهزاد غلامپور و سيامک رحيم پور را يافته است.

ترکيب فعلي کادر فني استقلال اختلافهاي مرفاوي و مسعود اقبالي در ششمين دوره ليگ حرفه اي را يادآور مي شود. آنجا که اقبالي پياپي اشتباههاي فني مرفاوي را به او متذکر مي شد و سرانجام رابطه اين دو به همين دليل به سردي و تيرگي گراييد.

استقلال با اين شيوه تفکر و اين وزن کادر فني به گفته مدير عاملش قهرماني آسيا را هدف گرفته است. آيا براي رسيدن به اين هدف همه چيز رو به راه است؟