دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر دو لوزي پيشنهادي به قطبي

تيم ملي همان قدر با جام جهاني فاصله دارد که با نرسيدن به اين تورنمنت. وقتي ما وسط يک پاره خط مي ايستيم، مجبوريم رويکردي متعادل به ماجرا داشته باشيم. اين چيزي است که تيم ملي در بازي سئول به آن نياز دارد و معلوم نيست افشين قطبي که مرد ذاتاً اميدواري است؛ تا چه اندازه مي تواند خودش را به وسط پاره خط برساند و نگاهي متعادل به شرايط داشته باشد.

به نوشته قدس؛ مهمترين مسأله ما در بازي امروز آرايش لوزي تهاجمي مان در سيستم 1 – 3 – 2 – 4 است. ترکيب سازمان دفاعي ايران تقريباً مشخص است. مهدي رحمتي در چارچوب دروازه مي ايستد، عقيلي و حسيني و کعبي و نصرتي چهار مدافع ما هستند و نکونام و تيموريان هم در خط دوم قرار خواهند گرفت. تا اينجاي کار هيچ بحثي وجود ندارد و به نظر مي رسد، بهترين ترکيب بدنه دفاعي ايران نيز همين چيزي است که قطبي انتخاب کرده است.

اما موضوع در لوزي هجومي ايران پيچيده مي شود؛ جايي که قطبي بايد از بين چندين مهره مهم مثل کريمي و مهدوي کيا و معدنچي و زندي و خلعتبري و برهاني و هاشميان و شجاعي، چهار بازيکن را انتخاب کند و لوزي هجومي سيستم 1 – 3 – 2 – 4 را تشکيل دهد. در اينجا مهمترين مسأله اي که مطرح مي شود، «تعادل» است. در ايران يک جريان کهنه وجود دارد که به اشتباه مي گويد «سيستم ها فقط عدد هستند» و از اين عجيب تر اينکه مدافعان همين تئوري «ايراني»،از قطبي انتقاد مي کنند که چرا با سيستم 1 – 3 – 2 – 4 بازي مي کند و چرا از 2 – 4 – 4 استفاده نمي کند که يک مهاجم بيش از سيستم 1 – 3 – 2 – 4 دارد.

کساني که اولاً مسأله فرم در فوتبال را قبول ندارند، چطور دردشان استفاده از يک سيستم و استفاده نکردن از سيستمي ديگر است؟ مشکل اينجاست که اينها از مسأله «گرايش سيستمي» آگاه نيستند. امروز فوتبال دنيا به اين سمت رفته که براي جلوگيري از يارگيري فشرده مدافعان حريف، عناصر هجومي خود را بيشتر بين خط مياني و حمله قرار دهيم تا با حرکت از عقب،ضربه آخر را بزنيم. در سيستم 1 – 3 – 2 – 4 ما مي توانيم سه سپر خط سوم را از بين مهره هاي هجومي انتخاب کنيم تا از عقب بيايند و ضربات آخر را بزنند که در اين صورت گرايش بازي ما «تهاجمي» خواهد بود و اگر عناصر خط سوم را بيشتر از بين بازيکنان توپ نگهدار و دفاعي انتخاب کنيم، گرايش بازي و گرايش سيستم ما «تدافعي» است.

حالا ما در سئول بايد لوزي خود را نه با گرايش هجومي ارنج کنيم و نه با گرايش کاملاً تدافعي. ما در سئول به تعادل بين دفاع و حمله نياز داريم و بايد تيم خود را به خصوص در خطوط مياني و هجومي طوري ارنج کنيم که هم بدون توپ، ديناميسم فوتبالمان بالا باشد و حريف را تحت فشار قرار دهيم و هم در زمان مالکيت توپ، بتوانيم به حريف فشار بياوريم و خلق فرصت کنيم.

اگر قطبي باز هم از مهدوي کيا و کريمي و شجاعي در خط سوم استفاده کند، تيم ملي خيلي تحت فشار قرار خواهد گرفت چه اينکه هيچ يک از اين سه مهره، توان دفاعي بالايي ندارند و فقط در فاز حمله مي توانند مؤثر واقع شوند.

قطبي مي تواند فريدون زندي را در پست شماره 10 به کار بگيرد و مهدوي کيا و کريمي را هم در راست و چپ قرار بدهد تا زندي که گرايش ناخودآگاه به مرکز زمين دارد، در فاز دفاع از نکونام و تيموريان حمايت کند. مسعود شجاعي هم در اين فرم بازي مي تواند به جاي هاشميان در رأس خط حمله قرار بگيرد تا مالکيت توپ ايران را در يک سوم هجومي بالا و زهر حملات ما را بيشتر کند.

يک لوزي ديگر هم مي تواند با حضور معدنچي و مهدوي کيا در چپ و راست و حضور کريمي در پست شماره 10 شکل بگيرد و شجاعي باز هم در رأس خط حمله بايستد. در اين لوزي بار دفاعي زيادي روي دوش معدنچي قرار مي گيرد تا با رفت و برگشتهاي طولي پرتعداد، هم مدافع چپ ما را از نفوذ معاف کند و هم در فاز دفاع در عرض هافبکهاي خط دوم قرار بگيرد و برتري عددي به کره اي ها ندهيم.

در واقع هر يک از اين دو لوزي که مورد استفاده قطبي قرار بگيرد، تيم ملي در فاز دفاع شرايط بهتري نسبت به بازي با کره شمالي خواهد داشت و در فاز حمله هم فشار بيشتري به حريف وارد خواهيم کرد.آن هم با تيتر تعادل.