دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر فلسفه سوخته پيراهن تيم‌ملي فوتبال

1 – ما اينجا در تهران به اميد آن نشسته‌ايم كه نمايندگان‌مان در سئول، پرچم كشورمان را بالا نگه دارند و غبار غم از دل ملت بزدايند. پيش از اين، آنقدر باخته‌ايم كه حالا غرور جريحه‌دار شده‌مان تنها با پيروزي التيام پيدا مي‌كند. به نوشته گل؛ انتظار داريم تاپ‌ترين فوتباليست‌هاي ايران در ديار غربت، اين يك مسابقه را با تمام وجود به حيثيت ورزشي كشور بينديشند و به سهم خودشان مثل جنگجويان شريف يك ملت، گامي در راه صعود به جام‌جهاني و اعتلاي نام ايران بردارند. آخرين اخبار از تيم‌ملي اما، هيچگاه اميدواركننده نيست. دعواي كاپيتان دوم تيم با مسوولان بر سر پاداش؟! اين وعده ما بود؟2 – تاسف‏بار است كه فلسفه پيراهن تيم‌ملي در فوتبال ايران به تدريج رو به فراموشي مي‌رود. وقتي در اردوي تيم اول مملكت، پياپي بازيكنان به دلايل واهي كمپ را ترك مي‌كنند و اين اتفاق مذموم فقط لاپوشاني مي‌شود، طبيعي است كه رفته رفته شاهد حوادث وخيم‌تري باشيم. انگار آن آقايي كه ميز شام را به بهانه عدم پرداخت پاداش پيروزي خانگي بر تيم دوم امارات(!) ترك مي‌كند، نمي‌داند چه لباسي پوشيده و راهي چه ماموريت ملي مهمي شده است! اينكه بازيكني در قواره‌هاي علي كريمي نداند كه ايجاد تشنج او در اردوي تيم‌ملي تنها دو شب قبل از آخرين و مهمترين بازي مقدماتي ايران در راه جام‌جهاني مي‌تواند باعث بر باد رفتن آمال ميليون‌ها هموطن شود، البته نكته‌اي شديدا اسفبار است؛ در اين ميان اما، چيزي از قصور مسوولان تيم‌ملي هم كم نمي‌شود.3 – دست‌اندركاران تيم‌ملي و فدراسيون فوتبال، چطور زمينه به وجود آمدن چنين چالش‌هايي را فراهم مي‌كنند؟ اگر بنا بوده پاداشي به بازيكنان پرداخت شود، حتما بايد اين اتفاق به موقع مي‌افتاده، اگر هم از ابتدا چنين قول و قراري با بازيكنان نگذاشته‌اند، حتما بايد فضا كنترل شود. در هر صورت، هيچ معنايي ندارد كه به واسطه اهمال آقايان، فضاي تيمي كه قرار است چشم و چراغ ملت باشد، در حساس‌ترين برهه زماني ممكن به چالش كشيده شود. چگونه است كه آقايان قول جايزه‌اي را كه نمي‌توانند بپردازند، داده‌اند يا قادر نيستند در مقابل بازيكنان زياده‌خواهي بايستند كه با توقعات بيجايشان، اردو را متشنج مي‌كنند؟!4 – متاسفيم از اينكه تيم‌ملي، نماينده افكار مردم نيست. اتفاق معناداري است كه اين مجموعه، به اندازه نيمي از تيم 98 هم محبوبيت ندارد. اين آقايان، بازتابنده تمايلات و علايق ملت نيستند. مردم، بازيكناني را مي‌خواهند كه به خاطر آنها سرشان را جلوي توپ مي‌گذاشتند، نه كساني را كه حالا به خاطر شندر غاز پاداش، جو تيم را به هم مي‌ريزند و بي‌اهميت به خواسته‌هاي عمومي، ‌فضا را براي يك ناكامي ديگر فراهم مي‌كنند. اي كاش آخر اين قصه، با صعود به جام‌جهاني همراه شود تا آنگاه، بلكه شاهد يك رنسانس واقعي در تيم‌ملي باشيم.