دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر اول، مدال المپيك لندن‌ دوم، خداحافظي در اوج

يوسف كرمي، ‌قهرمان تكواندو كشورمان هرچند از كاروان المپيك پكن جاماند؛ اما از اين‌كه جانشين شايسته او‌، هادي ساعي توانست در وزن سوم مدال طلاي المپيك را از آن خود كند،‌ به خود مي‌بالد و احساس غرور مي‌كند.

به نوشته جام جم؛ او معتقد است ساعي اسطوره تكرار نشدني دنياي تكواندو است و پس از خداحافظي‌اش از دنياي قهرماني، تكواندو بشدت فقدان حضورش را احساس مي‌كند.

البته اين در حالي است كه كرمي ‌هنوز هم با حسرت از مدال طلاي پكن صحبت مي‌كند، اما او تمام خاطرات تلخ انتخابي پكن را به باد فراموشي سپرده و كاخ ويران شده آرزوهايش را از نو ساخته است. او آمده تا با انگيزه‌اي بيشتر از پيش،‌ مدال طلاي يار ديرينه‌اش را در المپيك لندن تكرار كند.

كرمي ‌تازه متولد شده با عزمي‌ جزم تنها به هدف والايش مي‌انديشد و مصمم و بي‌پروا از اين هدف بلند صحبت مي‌كند.در روزنامه جام‌جم ميزبان اين قهرمان بوديم و ساعتي را با او به گفتگو پرداختيم كه در ادامه از نظرتان مي‌گذرد.

با وجودي كه خود را مستحق حضور در المپيك مي‌دانستي،‌ وقتي‌هادي ساعي به مدال طلاي پكن رسيد چه احساسي داشتي؟

هم خوشحال بودم و هم ناراحت.‌ خوشحال از اين كه تكواندوي ايران صاحب مدال شده بود و با اين مدال ورزش ايران زنده شد و از يك آبروريزي بزرگ هم نجات پيدا كرد. از طرفي ناراحت بودم، چرا كه اعتقاد داشتم اين مدال مي‌توانست به گردن من باشد،‌ اين تفكر لحظه‌اي ذهن آشفته ام را آرام نمي‌گذاشت.

فكر مي‌كردي اگر جاي ساعي به المپيك مي‌رفتي،‌ مي‌توانستي مدال طلا بگيري؟

من هيچ وقت بي پايه اين ادعا را نمي‌كنم و معتقدم نه تنها من بلكه هيچ قهرماني نمي‌تواند ادعا كند كه اگر جاي كسي ديگر به مسابقات اعزام مي‌شد مي‌توانست همان نتيجه را تكرار كند. به‌‌هرحال، ساعي خوشرنگ‌ترين مدال المپيك را به دست آورد،‌ اگر من هم جاي او بودم تمام تلاشم را به كار مي‌گرفتم تا نتيجه در خور توجهي كسب كنم.

پس از آن ماجراها و انتقادهاي شديد درحالحاضر رابطه‌ات با ساعي چطور است؟

به دليل در‌گيري‌هاي كاري‌هادي،‌ كمتر همديگر را مي‌بينيم، ولي به هر حال ما تنها در شياپ چانگ رقيب هم بوديم و در فضاي بيرون بيشتر با هم رفاقت كرده‌ايم.

در سوپر ليگ گذشته در حالي كه بدون شكست پيش مي‌رفتي در بازي چهارم از دور برگشت اولين شكست تو رقم خورد،‌ اين موضوع براي خيلي‌ها غيرقابل هضم بود ،‌ مي‌تواني درخصوص علت شكست غيرمنتظره‌ات توضيح دهي؟

من در آن مسابقه در يك وزن بالاتر شركت كرده بودم، يعني در وزن مثبت 82 كيلوگرم،‌ وزن مثبت يعني اين‌كه حريف حداكثر 10 تا 12 كيلو مي‌تواند سنگين‌تر باشد،‌ اتفاقي كه در ليگ براي من رخ داد و من با وزن 80 كيلويي خود مجبور بودم با يك حريف 90 كيلويي مبارزه كنم.

چرا در وزن بالاتر شركت كردي؟

بازي مهم نبود،‌ به همين دليل مايل بودم خودم را در يك وزن بالاتر نيز بسنجم،‌ ولي در مجموع به دليل اشتبا‌هات داوري بازي را واگذار كردم.

مي‌تواني بگويي مبلغ قراردادت چقدر است؟

بسيار ناچيز،‌ من هيچ وقت قراردادم را با فوتباليست‌ها مقايسه نمي‌كنم،‌ اما قرارداد ما حتي در برابر مبالغ دريافتي واليباليست‌ها و بسكتباليست‌ها نيز بسيار ناچيز است،‌ اين در حالي است كه تكواندو جزو ورزش‌هاي مدال‌آور المپيك است. در المپيك پكن بسياري از رشته‌هاي ورزشي كه بودجه‌شان چند برابر تكواندو است، ناكام ماندند و تنها تكواندو بود كه با تكرار مدال طلاي ساعي آبروي ورزش كشور را دوباره بازگرداند، اما متاسفانه اسپانسر‌ها در بازي‌هاي سوپر ليگ مبالغي را پيشنهاد مي‌كنند كه اصلا در حد و شأن يك قهرمان المپيك و دنيا نيست.‌ اميدوارم هر چه زودتر اين تبعيض كهنه دست از سر تكواندو بردارد.

چندي است هوگوهاي الكترونيكي وارد بازار تكواندو شده است،‌‌ هادي ساعي در مصاحبه‌هايش درخصوص به‌كارگيري اين هوگو‌ها گفته بود كه داوري‌ها را دقيق‌تر مي‌كند، اما از جذابيت تكواندو به شكل چشمگيري مي‌كاهد، چقدر با نظر او موافق هستي؟

كاملا موافقم. تماشاي تكواندو با اين هوگو‌ها براي من كه تكواندو كار هستم جذابيتي ندارد چه رسد به تماشاگري كه براي اولين بار از مسابقات تكواندو ديدن مي‌كند.‌ اين هوگو‌ها جذابيت را به طور كاملا محسوسي از تكواندو گرفته و در عوض دقت داوري‌ها را افزايش مي‌دهد به‌ طوري كه اشتباه‌هاي داوري بسيار كم شده، ولي با اصلاحاتي كه روي آن انجام خواهد شد به دقت آن افزوده مي‌شود بههرحال بودنش بهتر از نبودنش است اين‌طوري ديگر به داوري نمي‌بازيم.

تو در طول مدت ملي‌پوش بودنت هم تجربه كار با ذوالقدر را داشتي و هم مهماندوست،‌ مي‌خواهيم بدانيم اين دو مربي چه تفاوت‌هاي اساسي در كارشان دارند؟

در دنياي حرفه‌اي مربيگري هر مربي سبك و سياق خاص خود را دارد و در اين ميان تنها عملكرد است كه نشان مي‌دهد مربي چه تاثيراتي بر تيم گذاشته است. ما با آقاي ذوالقدر افتخارآفرينيهاي زيادي داشتيم. وي به اندازه كافي فني و كاربلد است و جزو مربيان با اخلاق تكواندو به‌شمار مي‌رود. در كنار آن، آقاي مهماندوست با نظم بسياري كه به تمرينات سنگين ما تزريق كرد تمايز محسوسي به تمرينات داده است.‌ در مجموع هردوي اين عزيزان حق استادي به گردن من دارند.

تو در حال حاضر در وزن هفتم مي‌زني،‌ چه احساسي داري از اين‌كه در اين وزن ديگر ‌هادي ساعي وجود ندارد تا سد راه تو شود؟

من در انتخابي المپيك براي اولين و آخرين بار مقابل ساعي به ميدان رفتم.‌ مطمئن باشيد اگر هم ساعي از دنياي قهرماني خداحافظي نميكرد بازهم مقابل هم به ميدان نمي‌رفتيم.

ولي ممكن بود باز هم براي انتخابي المپيك لندن به مصاف هم برويد؟

آن وقت سعي مي‌كردم به هر طريق ممكن از سد او بگذرم؛ چون المپيك حق من است و ديگر به هيچ قيمتي از حقم نمي‌گذرم.

تكواندو با وجود مدال‌آوري‌هاي منحصر به فرد،‌ متاسفانه تاكنون آن‌طور كه بايد در مركز كانون توجهات نبوده و مانند برخي ديگر از ورزش‌ها با چشم تبعيضانه به آن نگريسته شده است، فكر مي‌كنيد علت اصلي آن چيست؟

دليل تمام تبعيض‌هاي صورت گرفته برمي‌گردد به نبود تبليغات مثبت اين رشته‌. مسوولان بايد بر سر تمرينات ما بيايند و از نزديك شاهد تمرينات سخت ملي‌پوشان باشند، شايد به جرات بگويم هيچ تيمي ‌به اندازه ما تمرينات سخت انجام نمي‌دهد و هيچ تيمي‌هم مانند ما افتخار آفريني در المپيك نداشته است. آقاي مهماندوست هميشه مي‌گويد كاش لحظه‌اي كه روي سكو هستيد، از تلويزيون پخش نمي‌شد و تنها تمرينات شما را انعكاس مي‌دادند تا هيچ‌كس فكر نكند تكواندوكاران خيلي راحت قهرمان المپيك و جهان مي‌شوند.

به نظر تو در حال حاضر تكواندو كشور ما با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي‌كند؟

خوشبختانه تكواندو فدراسيون بي‌حاشيه‌اي دارد. كادر فني ما به اتفاق مربيان هميشه و به‌طور شبانه‌روزي در اردو‌ها كنار تيم هستند و تمام اين قضايا كمك مي‌كند تا امروز تكواندو جوي صميمي‌ را تجربه كند كه شايد در كمتر فدراسيوني نظير دارد. در اين ميان اگر مشكلي هم وجود داشته باشد با همين همدلي و صميميت حل مي‌شود.

تا چند روز ديگر انتخابات فدراسيون تكواندو برگزار خواهد شد و پولادگر نيز بايد شانس مجدد خود را براي احراز سمت رياست فدراسيون امتحان كند. اين در حالي است كه‌ هادي ساعي هم در مصاحبه‌هايش از حضور احتمالي در اين انتخابات خبر داده است. فكر مي‌كنيد كدام يك شانس بهتري براي پيروزي دارند؟
اسپانسر‌ها مبالغي را پيشنهاد ميكنند كه اصلا در شا‌ن يك قهرمان المپيك دنيا نيست

پولادگر فدراسيون موفقي را به جامعه ورزش كشور معرفي كرده است. 10 سال است جامعه تكواندو در عرصه ورزش كشور درخشيده است.‌ فدراسيوني يكپارچه و هماهنگ كه در هنگام موفقيت ياد گرفته كه همه كادر فدراسيون حتي آبدارچي را هم در آن دخيل بداند،‌ فدراسيوني كه ياد گرفته اهداف خود را قرباني حاشيه نكند؛ اما از طرفي‌ ‌هادي هم از جنس تكواندو است،‌ كسي كه با مشكلات تكواندو دست و پنجه نرم كرده و آنها را خوب مي‌فهمد. پس مي‌بينيد كه اگر فدراسيون به دست هر كدام از اين دو نفر سپرده شود،‌ متضرر نخواهد شد؛ چراكه هيچ كدام با تكواندو غريبه نيستند.

به عنوان يك تكواندوكار حرفه‌اي، فكر مي‌كني تكواندوي امروز ما چقدر با تكواندوي دنيا فاصله دارد؟

اين را به جرات مي‌گويم كه امروز تكواندوي ما يكي از قطب‌هاي قدرتمند تكواندوي دنياست كه براي خود صاحب سبك منحصر به فردي است؛ چراكه بيشتر كشورهاي قدرتمند مانند كره جنوبي وچين تايپه تكواندو را تنها سرعتي بازي مي‌كنند. اين درحالي است كه ما در تكواندو قدرت را آميخته با سرعت به‌كار مي‌گيريم همين خصيصه باعث شده است همه تكواندوي ايران را صاحب سبك بدانند از طرفي، ما 10 سال است كه در تكواندوي دنيا صاحب عنوان و مقام هستيم و نسبت به ديگر كشورها كارنامه درخشان‌تري داريم،‌ به همين دليل من به عنوان يك تكواندو كار فاصله‌اي ميان تكواندو ايران ودنيا نمي‌بينم.

فكر مي‌كني زمان خداحافظي تو كي فرا مي‌رسد؛ آيا مانند ساعي تمايل داري در اوج خداحافظي كني يا اين‌كه اعتقاد داري تا هر زمان كه تيم ملي به تو احتياج دارد بايد در خدمت تيم باشي؟

مطمئنا خداحافظي در اوج را مي‌پسندم و به همين دليل هم تصميم دارم پس از درخشش در بازي‌هاي المپيك لندن براي هميشه از دنياي ورزش حرفه‌اي خداحافظي كنم.

يعني در 29 سالگي؟ فكر نمي‌كني كمي ‌زود است؟

به نظرم زمان مناسبي است. ببينيد ‌هادي ساعي در المپيك پكن ثابت كرد كه در 33 سالگي هم مي‌توان در المپيك مدال‌آوري كرد،‌ ولي كسي به اين موضوع توجه نكرد، اما از طرفي اگر ساعي مدال‌آوري نمي‌كرد تمام منتقدان با بوق وكرنا اعلام مي‌كردند كه ساعي پير شده و ديگر به درد تكواندو نمي‌خورد. ساعي در اوج خداحافظي كرد تا هميشه در اوج بماند. من نيز مانند ساعي براي پيشگيري از اين قضيه بعد از المپيك لندن خداحافظي مي‌كنم.

همان طور كه اطلاع داريد، مهر امسال بزرگ‌ترين رخداد تاريخ ورزش كشورمان يعني دومين دوره بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي‌ به ميزباني كشورمان برگزار خواهد شد. نظرتان درخصوص ميزباني ايران در اين دوره از رقابت‌ها چيست؟

اين قضيه واقعا خوشحال‌كننده است. به اين دليل كه امروز كشور ما به جايي رسيده است كه مي‌خواهد بازي‌هايي در حد شبه‌المپيك و بازي‌هاي آسيايي برگزار كند. اين مي‌تواند بزرگ‌ترين تبليغات براي ورزش و كشور عزيز ما باشد. به هر حال اين‌كه 15 روز ورزشكاران 56 كشور مهمان ما هستند،‌ بعد تبليغات وسيعي دارد كه دشمنان ما را ناراحت خواهد كرد.

تا امروز 18 كشور آمادگي خود را براي شركت ورزشكارانشان در مسابقات تكواندوي اين بازي‌ها اعلام كرده‌اند، به نظر تو تكواندوي كشورمان چقدر شانس مدال‌آوري در اين بازي‌ها را دارد؟

اين نويد را مي‌دهم كه با توجه به سابقه تكواندو كشورمان ما در تمامي‌ اوزان شانس مدال‌آوري داريم،‌ ما كمتر از 2 هفته ديگر به منظور شركت در جام جهاني تكواندو عازم باكو خواهيم شد. به‌گفته مربيان يك هفته پس از مسابقات،‌ اردوهايمان را از سر خواهيم گرفت تا اين ادعاي من به واقعيت نزديك شود.

شيرين‌ترين بردي كه تا امروز داشتي و تلخ‌ترين شكستي كه برايش گريه كردي، مربوط به كدام مسابقات است؟

برد شيرين زياد داشتم كه البته شيرين‌ترين آن برميگردد به جنگ مدال در مسابقات قهرماني جهان سال 2003 كه ويكتور استوادا، قهرمان مكزيكي جهان و المپيك را ناك‌اوت كردم و برد ديگرم برمي‌گردد به مسابقات قهرماني نوجوانان جهان در سال 2000 كه براي اولين بار در تاريخ تكواندو كشور به مدال طلا رسيدم.

تا به حال برايت پيش آمده كه يك بازي را ببري،‌ اما كتك زياد خورده باشي؟

نه. اين مورد در صورتي پيش مي‌آيد كه شما حريف نيمه‌حرفه‌اي يا آماتور داشته باشي و در عين حال براي برد نيز به آب و آتش بزني كه من در رويارويي با اين حريفان سعي مي‌كنم از درگيري زياد جلوگيري كنم، اما تا‌حد‌زيادي بازي احساسي و هيجاني داشتم.

از كدام تكواندوكار الگو مي‌گيري؟

الگويي ندارم،‌ من در تمام عمرم سعي كردم از كليه اطرافيانم تنها نقاط مثبتشان را الگوبرداري كنم. چراكه معتقدم هيچ انساني كامل نيست كه بتواند نقش الگوي كامل براي من داشته باشد.

فكر مي‌كني خودت الگوي مناسبي براي كساني كه مي‌خواهند از تو الگو برداري كنند باشي؟

سعي مي‌كنم باشم شايد باورتان نشود ولي هركس كه با من تماس بگيرد يا حضوري مشاوره بخواهد حتي در اوج خستگي، تمام و كمال پاسخش را دريافت مي‌كند؛‌ حتي وقتي در اوج خستگي هستم. گاهي اوقات دوستان و اطرافيانم به اين قضيه اعتراض كردند كه مثلا چرا نمي‌گويي خسته هستي ‌يا كار داري؛ اما من هميشه معتقدم اگر يوسف كرمي ‌امروز به اين جايگاه رسيده ديگر متعلق به خودش نيست؛‌ چراكه از سرمايه‌هاي همين مردم براي من هزينه شده پس من هم بايد در جاي ديگر از اين همه موهبت قدرداني كنم.

امروز بسياري از قهرمانان بنام كشورمان وارد سياست و تجارت شده‌اند. چقدر با اين مقوله موافق هستيد؟ آيا روزي شاهد ورود يوسف كرمي ‌به اين فضاها خواهيم بود؟
مبلغ قرارداد ما حتي در مقابل مبالغ دريافتي واليباليست‌ها و بسكتباليست‌ها نيز بسيار ناچيز است

به نظر من اگر كسي اين توانايي را در خود ببيند كه در حوزه ديگري مي‌تواند مثمرثمر باشد، چه اشكالي دارد كه در آن حوزه هم فعاليت داشته باشد. قهرماناني چون ساعي و برادران خادم از قبل ورزش به همه جا رسيده‌اند پس براي خودنمايي يا كسب شهرت وارد سياست نشده‌اند. آنها پس از قهرماني خدمت را در سياست تعريف كرده و وارد اين حيطه شده‌اند. آنها باز هم در خدمت ورزش هستند اما اين‌بار با تعريف جديدتر، اما درخصوص قسمت دوم سوالتان بايد بگويم كه متاسفانه در كشور ما تنها اسم حرفه‌اي را براي ورزش يدك مي‌كشيم. من امروز اگر تكواندو را كنار بگذارم، ديگر آينده‌اي ندارم و بايد به فكر شغل دوم يا حتي سوم هم باشم. اين در حالي است كه شما در رابطه با همتاهاي من در كشورهاي خارجي اين مشكلات را شاهد نيستيد،‌ آنها تنها منبع درآمدشان ورزش است و به قول معروف در طول عمر كوتاه قهرماني بار خودشان را مي‌بندند.

پس از يك دوره مصدوميتي كه پشت سر گذاشتي، به نظر مي‌رسد امروز بسيار باانگيره‌تر از قبل هستي؟

درست است،‌ البته اين مورد كاملا طبيعي است،‌ من با استرسي كه به واسطه مصدوميت داشتم، نمي‌توانستم كنار بيايم و همين موضوع عملكردم را در تمرينات ضعيف‌تر كرده بود، اما با بر طرف شدن اين موضوع احساس مي‌كنم كه روز‌به‌روز به اوج آمادگي نزديك‌تر مي‌شوم و متعاقب آن انگيزه‌ام نيز بيشتر شده است.

براي درخشش در المپيك پكن چه برنامه‌اي داري؟

فقط مي‌توانم بگويم تمرينات سخت.‌ آقاي مهماندوست هميشه به ما گوشزد مي‌كند كه اگر تمرينات سخت و اصولي داشته باشيم، ديگر در پيكارهاي بزرگ اسير نام و شهرت رقبايمان نمي‌شويم. من در حال حاضر صبح‌ها 2 ساعت بدنسازي مي‌كنم و متعاقبا عصر‌ها نيز تمرينات تكنيكي را در برنامه‌ام گنجانده‌ام. هر روز كه تمرين مي‌كنم خودم را به مدال طلاي المپيك نزديك‌تر مي‌بينم به هر حال هدفم برايم مقدس است و براي رسيدن به آن از هيچ چيزي دريغ نمي‌كنم. شما اگر نگاهي به كلكسيون مدال‌هاي من بيندازيد، مي‌بينيد كه تنها مدال طلاي المپيك را ندارم،‌ ولي تمام تلاشم را خواهم كرد تا از اين فرصت آخر، كمال استفاده را ببرم.

فكر مي‌كني پس از خداحافظي ساعي فضاي تكواندو چقدر نبود او را احساس كرده است؟

قاعدتا قهرماناني چون ساعي و رضازاده ممكن است در تاريخ ورزش ما تنها يك بار اتفاق بيفتند. اينها اعجوبه‌هايي هستند كه پتانسيل‌هاي فراواني دارند. پس نبايد به همين راحتي كنار گذاشته شوند. ساعي بايد دوباره به تكواندوي كشور تزريق شود و به مربيان تيم ملي و كادر فني مشاوره بدهد و اين‌كه ما پس از خداحافظي،‌ اين سرمايه‌ها را به حال خود رها كنيم چيزي جز ضرر براي ما در‌برندارد.

بزرگ‌ترين آرزوي ورزشي يوسف كرمي؟

مدال طلاي المپيك.

آرزوي غيرورزشي چطور؟

اين‌كه همه از من راضي باشند و به نيكي يادم كنند، اين‌كه در آينده‌اي دور زماني كه ورزش را كنار گذاشتم،‌ پدرها مرا به فرزندانشان نشان دهند و بگويند اين يوسف كرمي ‌است، قهرمان بااخلاق تكواندو.

علت موفقيتت را در چه چيزي تعريف مي‌كني؟

همه ما مي‌دانيم كه خواستن توانستن است، من خواستم تكواندوكار شوم و شدم و خواستم كه قهرمان دنيا شوم و باز هم شدم. امروز به شما و تمام مردم كشورم مي‌گويم كه مي‌خواهم قهرمان المپيك شوم.‌ شك نكنيد كه با كمك خداوند و دعاي خير مردم به اين هدف خواهم رسيد.

حرفي اگر مانده.

روزي كه از رفتن به المپيك پكن نااميد شدم، تلخ‌ترين روز زندگي‌ام بود.‌ حتي شب‌ها با كابوس از خواب بيدار مي‌شدم احساس مي‌كردم روز به روز به نابودي نزديك‌تر مي‌شوم، اما دوباره شروع كردم. اين آغاز خيلي سخت بود، اما من هرطوركه بود كاخ ويران شده آرزوهايم را از نو ساختم و امروز خدا را شكر مي‌كنم كه با تولدي دوباره و انگيزه‌اي چند برابر به قهرماني درجامجهاني و المپيك ميانديشم.

تكواندوكاري با ضربات پاي كشنده

ضربات پاي كشنده‌اي دارد و وقتي در اوج آمادگي قرار داشته باشد هيچ تكواندوكاري از ضربات پايش در امان نيست. يوسف كرمي اين جوان رعناي ميانه‌اي را مي‌گوييم كه تعصبش زبانزد خاص و عام است و به‌هيچ‌وجه اهل عقب‌نشيني در ميدان مبارزه نيست. در حقيقت هرچه را كه در توان داشته باشد روي شياپ چانگ مي‌گذارد و نشده كه از مبارزه‌اي خارج شود و ناراحت اين باشد كه چرا كمتر از حد خود نمايش داده است.

او در بازي‌هاي آسيايي دوحه قطر وقتي در روز روشن حق‌خوري قطري‌هاي ميزبان در پايمال كردن حق مهدي بي‌باك را ديد، چنان با قدرت در ميدان مبارزه حاضر شد كه هيچ تكواندوكاري ياراي هماوردي با او را نداشت تا با درخششي خيره‌كننده طلاي بازي‌هاي آسيايي را به ويترين افتخارات خود اضافه كند، آن هم در مسابقاتي كه حتي هادي ساعي نيز مغلوب حريف كره‌اي خود شد و در شرايطي كه از تكواندو انتظار طلا مي‌رفت، اين يوسفكرمي بود كه پرچم افتخار را برافراشت تا ستاره تكواندوي ايران در بازي‌هاي آسيايي دوحه باشد.

به نوعي مي‌توان گفت كه ساعي و كرمي طي سال‌هاي گذشته در هر ميداني حاضر شدند به عنوان مكمل يكديگر عمل كردند تا تكواندوي ايران در حضور اين دو ستاره روزهاي خوبي را براي خود به تصوير بكشد. اما اين دو كه دوستي ديرينه‌اي با يكديگر دارند، پنداري قسمت نبود كه در المپيك 2008 پكن نيز در كنار يكديگر باشند تا شرايط اين بار پيش از شروع بازي‌ها، آنان را رو در روي يكديگر قرار دهد. صعود هادي به يك وزن بالاتر، راهي باقي نمي‌گذاشت جز آن‌كه تكواندو از بين اين دو يكي را انتخاب كند و به‌طور‌طبيعي در چنين شرايطي كفه برتري به سود ساعي سنگيني كرد تا قهرمان المپيك آتن با عبور از سد حريف نامدارش، براي صعود دوباره به سكوي قهرماني المپيك دورخيز كند.

به هر حال امروز يوسف كرمي در صحنه حاضر است و مي‌خواهد براي المپيك لندن دورخيز كند و براي همين نيز به حضور در هر ميداني به عنوان ميداني تداركاتي در راه آمادگي لندن 2012 مي‌انديشد. او با اين‌كه در جام جهاني باكو از شرايط مطلوب فاصله داشت، اما با صلاحديد رضا مهماندوست در تركيب تيم ملي در دو مسابقه حاضر شد تا در كوران مبارزه قرار گيرد. او كه بلافاصله بعد از اين رقابت‌ها، مسابقات دانشجويان جهان را در پيش دارد، با انگيزه و مصمم به دوردست و افق المپيك لندن انديشه مي‌كند.

بازي‌هايي كه يوسف مي‌خواهد، برنز المپيك آتن خود را به طلا تبديل كرده و وداعي باشكوه از دنياي قهرماني داشته باشد. او در حال حاضر 26 ساله است و تاكيد دارد كه در صورت صعود از سكوي قهرماني المپيك لندن، بسان ساعي در اوج با دنياي قهرماني خداحافظي خواهد كرد.