دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر فابیویی‌ که می‌شناسم

راه‌هایی هست که به شما نشان می‌دهد فابیو کاپلو چگونه توانسته در این مدت‌زمان کم پرنده خوشبختی را روی شانه‌هایش احساس کند و تبدیل به «مرد موفق» جزیره شود. شاید 10 پیروزی از سیزده‌بار حضور روی نیمکت «سه شیر» آنقدر بزرگنمایی می‌کند که دیگر یادمان می‌رود فابیو نمی‌تواند سرود ملی انگلیس را با آن لهجه غلیظ ایتالیایی‌اش همخوانی کند! واقعا یادگیری زبان انگلیسی برای مرد سختگیر ایتالیایی دشوار می‌نماید ولی چیزی که در اینجا بیشتر در چشم هواداران برجسته شده راز موفقیت او است؛ فرمولی که سبب خواهد شد تا رویای طرفداران انگلیسی به واقعیت تبدیل شود، اما فکر می‌کنید مهم ترین درسی که کاپلو برای آنها تدریس می‌‌کند، چیست؟‌

به نوشته وطن امروز؛ من نام آن را «معجزه اعتماد» به نفس می‌گذارم و برای روشن شدن موضوع از تعالیم و واژه‌هایی که فابیو در رختکن به پسرانش القا می‌کند استفاده می‌کنم؛ «هر آنچه را بخواهی می‌توانی داشته باشی، البته اگر بدانی آن را چطور در افکار خودت قالب‌سازی کنی، شکل‌ دهی و … هیچ رویایی نیست که به حقیقت نپیوندد».

خب، او خیلی راحت از این جمله «رابرت کالی‌یر»، فیلسوف بزرگ آمریکایی استفاده می‌کند تا ذهنیت مثبت را به شاگردانش القا کند، این همان حلقه مفقوده‌ای است که پسران انگلیسی چند دهه است که به دنبال آن می‌گردند ولی غافل از اینکه مربیان قبلی هرگز نتوانستند به این مهم دست پیدا کنند. تمام این تعالیم روانشناسی تحت برنامه‌ای خاص باید انجام بگیرد که خود انگلیسی‌ها آن را «دیسیپلین کاپلو» نام می‌نهند.‌ قطعا روش انحصاری کاپلو در کنار سازماندهی منظم می‌تواند چنین بازخوردی داشته باشد.دومین عاملی که تا اینجای کار در آزمایشگاه او جواب مثبت داده، روش انتخاب بازیکنان بر اساس تفکراتش است، این موضوع نیز بدون‌شک عامل تکمیل کننده نخستین فاکتور به حساب می‌آید، تقریبا باید این روش را غربال کردن دار و دسته بیمار انگلیسی بدانیم، طوری که او با شست‌و‌شوی کامل، «میکروب‌ها» را از بدنه اصلی تیم ملی دور کرده و حالا می‌خواهد با استخوان‌بندی کاملا سلامت راهی آفریقای جنوبی شود. حرف از آفریقای‌جنوبی زدیم، قطعا تمام این برنامه‌‌ها به جاده ژوهانسبورگ ختم می‌شود و بازیکنان انگلیسی به خوبی از اهداف مربی آگاه شده‌اند و می‌دانند هر کدام از آنها چه نقشی را باید در نمایشنامه او ایفا کنند.

قدرت تجسم
آلبرت اینيشتین می‌گوید: «تجسم همه چیز است، در واقع از پیش دیدن جذابیت‌های زندگی در آینده به حساب می‌آید».این درست است که انگلیس برابر فرانسه و اسپانیا شکست خورد [در بازی‌های دوستانه]اما پسران فابیو حالا می‌دانند که چه چیزی را در ذهنشان باید تجسم کنند. دیدار‌های دوستانه یا حتی مقدماتی جام‌جهانی تنها ‌می‌تواند نقاط ضعف و قدرت شما را نمایان کند ولی اصل قضیه با اینها تفاوت دارد، آنها یاد گرفته‌اند تا روز آخر تصویر حضور در فینال جام‌جهانی 2010 را در ذهنشان ترسیم کنند.

می‌بينید! او تا کجای قضیه پیش رفته است به هر صورت روح گرسنه دار و دسته انگلیسی‌ها که چند دوره ناکامی پیکره آنها را نابود کرده حالا با هدایت مربی ایتالیایی تا جایی پیشرفت کرده که تنها با رسیدن به فینال جام‌جهانی متقاعد می‌شود. شاید بی‌دلیل نبود که باز هم این تئوريسین «مهندسی فکر»‌، بازیکنان را از لحاظ روحی – روانی به شرایط ایده‌آل رسانده و ما دیگر شاهد طغیان‌ها و ناهنجاری‌های گذشته در تیم ملی انگلیس نیستیم، حتی ملزم کردن بازیکنان به گوش دادن موسیقی‌های کلاسیک که خود کاپلو عاشق این سرگرمی است، توانسته روح پرتلاطم آنها را آرام کند. برای اینکه این مسأله کمی روشن‌تر شود با هم نگاهی به بازیکنان کلیدی او در این یک سال اخیر می‌اندازیم؛ آنهایی که در دوره‌های قبلی تبدیل به ستاره‌هایی کمرنگ شده بودند حالا به عنوان «umini chiave» یا همان مردان کلیدی فابیو نامیده می‌شوند.

پسران کلیدی فابیو؛ این 5 نفر
1- دیوید جیمز؛ در حقیقت حضور او به یک «معمای غیرقابل حل» تبدیل شده بود اما حالا همه چیز عوض شده، انتخاب صحیح دیوید جیمز غیرقابل انکار است و شایستگی‌های این دروازه‌بان ثابت کرده که وی‌ می‌تواند جزو فهرست مردان کلیدی فابیو قرار بگیرد.
2- جان تری؛ یک کاپیتان مقتدر، چرا که نه. او می‌تواند در کنار فردیناند دیوار محکمی از خط دفاعی را بسازد. تلفیق تجربه او و حضور جوانان در ترکیب سبب شده تا فابیو به ترکیب دلخواهش برسد.
3- ریو فردیناند؛ بدون شک نمی‌توان از نقش موثر مدافع قدرتمند من یو به سادگی گذشت. او با اینکه بازوبند کاپیتانی را به جان تری واگذار کرده ولی هنوز با قدرت در اختیار تیم بازی می‌کند. فابیو کاپلو روی حضور وی حساب می‌کند.
4- گرث‌ باری؛ تقریبا او تنها بازیکنی است که در بیشتر بازی‌ها حضور داشته و حضور 782 دقیقه‌ای او در زمین گواه این مدعاست. «باری» توانایی این را دارد که براحتی توپ‌ها را از خط هافبک به دیگر بازیکنان پخش کند. او یک هافبک دفاعی بی‌نظیر برای کاپلو است.
5- وین رونی؛ پسرک جوان و انرژیک کاپلو جزو بازیکنان موثر و گلزن اصلی تیم ملی به حساب می‌آید. شاید گزاف نباشد اگر عنوان کنیم بیشتر برنامه‌ریزی‌ها و طرح‌های حمله روی خصوصیات او برنامه‌ریزی می‌شود، البته تا اینجای کار امیل هسکی نشان داده می‌تواند مکمل خوبی برای وین رونی به حساب آید.

تخته تاکتیکی
ترکیب انگلیسی‌ها تحت هدایت کاپلو با چهار فرمت متفاوت در رقابت‌ها حضور پیدا کرد. فابیو از بدو ورودش سیستم‌های مختلفی را آزمایش کرد [(1-5-4)، (2-4-4)، (1-3-2-4) و (3-3-4)] تا سرانجام به همان ترکیب دلخواهش رسید. او در نخستین دیداری که روی نیمکت نشست بازیکنانش را با آرایش 1-5-4 به میدان فرستاد؛ بازی‌ای که در فوریه 2008 برابر سوییس در ورزشگاه ومبلی شهر لندن انجام شد. آن دیدار را پسران کاپلو با نتیجه 2 بر یک به سود خود به پایان بردند. در این سیستم او از همان چهار دفاع خطی کلاسیک استفاده کرد و درست جلوی مدافعان گرث باری را به‌عنوان هافبک دفاعی و پخش‌کننده توپ یا همان پاسور اصلی قرار داد. البته خط هافبک او که شامل استیون جرارد، جوکول، جرمان جناس و بنتلی می‌شد که در کارهای هجومی در کنار وین رونی شرکت می‌کردند. با اینکه تیم او توانست برنده بازی شود ولی در این سیستم مشکل بزرگی وجود داشت؛ درست زمانی که رونی صاحب توپ می‌شد هیچ بازیکنی نبود تا مستقیما در کنار او بتواند با این مهاجم نوک همکاری کند. همین مساله سبب شد تا کاپلو در بازی برابر فرانسه دست به اصلاحاتی بزند. این بار روش 1-3-2-4 را امتحان کرد، با این تفاوت که جناس در کنار باری به‌عنوان دومین هافبک دفاعی ایفای نقش کرد و اوون هارگریوز نیز به خط هافبک سه نفره اضافه شد اما باز هم این روش دردی را دوا نکرد تا شمایل تیم در نیمه دوم به 2-4-4 تغییر پیدا کند. زوج مایکل اوون و پیتر کراوچ مورد آزمایش قرار گرفتند ولی باز کاپلو نتوانست به ایده‌هایش نزدیک شود و نتیجه همان یک بر صفر به سود فرانسوی‌ها به پایان رسید. ولی کاپلو به این نتیجه رسید که شاگردان او نسبت به روش 2-4-4 انطباق بیشتری دارند. در نتیجه با حفظ همین فرمت توانست تیم‌های آمریکا، آندورا و ترینیدادو توباگو را شکست دهد. البته مربی ایتالیایی برای رسیدن به ترکیب اصلی بارها و بارها بازیکنانش را در پست‌های مختلف آزمود تا نتیجه کلی را به دست آورد. به‌طور‌ مثال «دفو» کنار وین رونی خیلی خوب کار نکرد و حضور جرارد به‌عنوان گوش چپ کارآیی لازم را نداشت. این بازیکنان باید در همان پست‌هایی قرار می‌گرفتند که در باشگاه‌هایشان کار می‌کنند و به هر صورت مصدومیت‌ها نیز مزید بر علت شد تا این جابه‌جایی بازیکن نشان دهد چه کسانی می‌توانند نمره قبولی را کسب کنند. حضور جوکول و امیل هسکی نمونه بارز این تغییرات بود. حتی در این میان کاپلو ترجیح داد تا از بازیکن جوانی مانند تئو ‌وولکات در گوش چپ به جای دیوید بکام استفاده کند که در اینجا باید شهامت و خوش‌فکری او را تحسین کنیم. این روش سبب شد تا انگلیس انتقام سختی از کرواسی بگیرد. بازگشت به سیستم سنتی 2-4-4 برای آنها معجزه‌آسا بود، سه پیروزی از سه بازی با 10 گل زده آمار فوق‌العاده‌ای است که در کارنامه آنها ثبت شده است.
پسران بد، پسران خوب تقریبا بیشتر بازیکنانی که تحت هدایت کاپلو کار می‌کردند بخوبی از این موضوع اطلاع دارند که او با هیچ ستاره‌ای تعارف ندارد. حتی زمانی که در برنابئو حضور داشت همیشه عده‌ای بودند که از رفتارهای وی سر به شورش بگذارند. رونالدو، بکام و آنتونیو کاسانو در نقش پسران بد مورد بی‌مهری مرد سختگیر ایتالیایی قرار گرفتند؛ ستاره‌هایی که خیلی راحت به دلیل عدم تطابق با افکار کاپلو به نیمکت ذخیره‌ها چسبیدند.

از میان این شورشیان، آنتونیو کاسانو به‌رغم رفاقت دیرینه‌اش (از زمان حضورش در رم) با فابیو هیچگاه نتوانست رفتار دیگری را نسبت به پدرخوانده داشته باشد حتی در کتاب بیوگرافی‌اش کاپلو را متهم به «باج‌خواهی» از بازیکنان کرده بود و بی پروا تندترین انتقادها را نصیب مربی کرد. از طرف دیگر رونالدو ترجیح داد نقش خنثی داشته باشد و خیلی راحت برنابئو را به مقصد سن سیرو ترک کرد.
البته در بعضی از مصاحبه‌هایش علت اصلی جدایی از رئال را خصومت کاپلو با خودش عنوان کرد. در این میان دیوید بکام تنها ستاره‌ای بود که با پیوستن فابیو به تیم ملی انگلیس راه پس و پیشش را گم کرده بود. سرانجام این عروسک تبلیغاتی بود که دستمال سفید را به نشانه تسلیم شدن بالا برد. حضور در تیم ملی آنقدر برای «بکس» اهمیت داشت که با توصیه‌های فابیو به‌طور‌ قرضی به میلان پیوست تا در لیگ حرفه‌ای آمریکا فسیل نشود.

حضور در جمع باشگاه صدتایی‌ها (بازیکنانی که تعداد بازی‌های ملی‌شان به عدد 100 می‌رسد) تنها آرزویی بود که دیوید آن را در سر می‌پروراند. برای رسیدن به رویاها او مجبور بود شرایط فیزیکی‌اش را در حد مطلوبی نگه دارد تا کاپلو او را در کنار دارو‌دسته‌اش جای دهد. دیوید بعد از آن تبدیل به «پسر خوب» شد تا از قافله جام جهانی عقب نماند. تا اینجای کار برایمان به وضوح روشن است که بازیکن‌سالاری یا از این قبیل واژه ها نمی‌تواند برابر فابیو قدعلم کند. او خیلی راحت ستاره‌های ناراضی و سرکش را رام می‌کند و جالب اینجاست که آخرین رانده‌شده دار و دسته انگلیسی، مایکل اوون بود که مثل آب خوردن از ترکیب کنار گذاشته شد تا امیل هسکی جای او را بگیرد. باید با صراحت اعلام کرد، تصمیمات فابیو بار دیگر نشان داد که وی تبحر خاصی در مدیریت مجموعه‌اش دارد اما اصلی‌ترین نکته این است که چرا این بازیکنان برای حضور در تیم ملی دست و پا می‌زنند؟ این مساله به ما نشان می‌دهد فابیو آنقدر از لحاظ روحی و روانی روی بازیکنان تاثیر گذاشته که پوشیدن پیراهن تیم ملی برایشان افتخارآمیز است؛ فاکتوری که در گذشته میان ملی‌پوشان انگلیسی واژه مضحکی بود.

در دسته سنگین‌وزن‌ها!
«فوتبال مثل بوکس می‌ماند. در راند آخر می‌توانید تمام امتیازات را جمع کنید!»
با این جمله می‌توان تفکرات فابیو را کالبدشکافی کرد. او می‌خواهد پسرانش مانند بوکسورهای دسته سنگین‌وزن تنها به قهرمانی بیندیشند. آنها باید یاد بگیرند که چطور سطح خودشان را در کنار غول‌های جهان جا دهند و فابیو شاگردانش را همیشه در شرایط مبارزه نگه می‌دارد. پیروزی برابر آندورا و قزاقستان در مرحله مقدماتی جام جهانی دارو دسته انگلیسی‌ها را تبدیل به یک بوکسور شکست‌ناپذیر کرده است. انگلیس پس از شکست برابر اسپانیا [در دیداری دوستانه] درس‌های فراوانی کسب کرد و همین مساله سبب شده با تلنگری نقاط ضعف و قوت‌شان نمایان شود. او اعتقاد دارد تیمش باید همانند «مبارزی» باشد که بدون فکر به حریف حمله نمی‌کند. آنها باید حتی ترس را در وجودشان تجربه کنند. کاپلو بخوبی می‌داند که بازیکنانش نمی‌توانند در مدت زمانی کوتاه به هماهنگی مثال‌زدنی اسپانیا برسند یا رقابت با ستاره‌های برزیل که «مادرزاد» دریبل می‌زنند کار آسانی نیست که از عهده انگلیسی‌های مغرور برآید. فابیو خودش را گول نمی‌زند به همین دلیل است که سفری به آفریقای جنوبی داشت تا از نزدیک شاهد رقابت‌های جام کنفدراسیون‌ها باشد. از طرف دیگر فرانکو بالدینی ماموریت داشت تا همزمان به دیدار تورنمنت زیر 21 ساله‌های جام قهرمانی اروپا برود تا بازیکنان جوان را نیز از قلم نیندازند. با اینکه تیم 19 ساله‌های انگلیس در فینال مغلوب آلمان‌ها شد ولی کاپلو بخوبی می‌داند، می‌تواند روی بازیکنان جوان این تیم سرمایه‌گذاری کند.

حواست را جمع کن پسر! … به اولدترافورد برو
مایکل اوون شاید تنها گزینه‌ای است که همواره بدون حاشیه به فوتبالش پرداخته و اگر آن مصدومیت لعنتی به سراغش نمی‌آمد، هنوز در رده بهترین‌ها حضور داشت. به هر حال افت این ستاره دوست‌داشتنی سبب شد تا کاپلو خیلی راحت روی نام او خط قرمز بکشد اما گویی مایکل هم نمی‌خواهد از کاروان جام‌جهانی عقب بماند به همین دلیل در یک انتقال فوق‌العاده می‌خواهد به «من‌یو» بپیوندد. اوون به عنوان بازیکن آزاد از نیوکاسل جدا می‌شود و قرار است تا در تست پزشکی منچستر شرکت کند تا همه‌ چیز برای کوچ او به اولدترافورد مهیا شود. او که از سوی کاپلو تبعید شده بود حالا تقریبا 12 ماه زمان دارد تا دوباره به شرایط آرمانی‌ برسد و شاید «من‌یو» بتواند سکوی پرتابش به تیم ملی باشد. اوون هرگز نتوانست در رئال مادرید و نیوکاسل نشانی از آن پسر شاداب و فرصت‌طلب لیورپول داشته باشد و حالا با جدایی رونالدو از منچستر، فرگوسن پس از اینکه نتوانست کریم بنزما را جذب کند به فکر مایکل اوون افتاده است، البته قبل از اینها نیز فرگی در سال 2005 روی او نظر داشت ولی این انتقال هرگز شکل نگرفت. به هر صورت دلیل اصلی پیوستن او به اولدترافورد تنها این است که می‌خواهد به فابیو ثابت کند که می‌تواند دوباره در ترکیب «سه‌ شیر» بدرخشد. بدون‌شک زمزمه‌ای در گوش او اینگونه نجوا کرده: «حواست را جمع کن پسر! … به اولدترافورد برو».

ترس را فراموش کنید
فابیو کاپلو فاش کرده که بزرگ‌ترین مانعی که در یک سال اول هدایت تیم ملی با آن روبه‌رو بوده اعتماد به نفس بازیکنان بوده است. در سال‌های اخیر آنها در سطح ملی خوب نتیجه نمی‌گرفتند و این باعث شده بود که اطمینان خود را از دست بدهند. وی می‌گوید برطرف کردن این هراس بزرگ‌ترین چالش او بوده است: «آنها با ترس بازی می‌کردند و به خود باور نداشتند. مجبور بودم بسیار تلاش کنم تا این اعتماد به نفس را بازگردانم. اما فکر می‌کنم بازیکنان انگلیسی از نظر فنی بسیار بسیار خوب هستند». او همچنین اعتقاد دارد صحبت‌های بین دو نیمه بین بازیکنان و مربیان که در انگلیس همواره مرسوم بود به تاریخ پیوسته است: «چهار دقیقه، پنج دقیقه فرصت دارند آبی بنوشند، پیراهنشان را عوض کنند ولی حرف نزنند. هیچ کس نباید حرف بزند و همه باید آرام باشند. اگر موقع ورود به رختکن کسی حرف بزند اضطراب نیمه‌اول دوچندان می‌شود».