دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر ما می مانیم و خاکستری به نام فوتبال

نود؛ بی‌تعارف، سال سختی را پشت سر گذاشتیم، آن چنان که نوشتن از آنچه بر سر فوتبال ایران گذشت چندان آسان نیست. آرزوهای فوتبالی ما چنان دود شد و به آسمان رفت که اکنون تنها خاکستری در مقابل داریم از چیزی که دیگر شاید اسمش فوتبال نیست.

می توان از علی دایی نالید اما در کنار این ناله باید ناله دایی را هم شنید. می شود از قطبی شکوه کرد، ولی باید شکوه افشین را هم شنید و … اما نه، درد فوتبال این نیست.

باید گوش هایمان را تیز کنیم و به صورتی واضح بشنویم و بعد به قضاوت بنشینیم؛ در یک سال گذشته بر سر فوتبالمان آمد؟ هیزم خشک زمانی به پای فوتبال ایران ریخته شد که هر چهار نماینده ما یکی یکی از لیگ قهرمان آسیا حذف شدند و ….

اما پرسش اینجاست؛
چه کسی زیر این هیزم ها را آتش کشید؟ به عبارت بهتر چه عواملی این فوتبال را به خاک سیاه نشاندند؟

جواب را باید در نحوه کار مدیران غیر فوتبالی و ناکار آمد جستجو کرد. همان جایی که شایسته ها پشت سر هم و به دلایلا واهی کنار گذاشته م یشوند تا بله قربان گوها و مدیران بیکارنامه راس کار بیایند؟ بگذارید کمی منظورمان را شفاف تر بیان کنیم؛ کاری که با دیده ها و شنیده ها نداریم که خیلی چیزها شنیده و دیده ایم و نمی توان آن را قلمی کرد.

متأسفانه «محمد دادکان» پس از تحمل توهین ها، دخالت ها و اظهار نظرهای غیر کار شناسانه کنار گذاشته شد. متأسفانه «حبیب کاشانی» با قهرمان کردن پرسپولیس در لیگ هفتکم آن قدر سنگ و مانع سر راه خود دید که چاره ای جز استعفا نیافت.

… و متأسفانه «سعید آذری» از معدود مدیران ورزشی و تحصیلکرده کشورمان، بعد از پنج سال زحمت و تلاش به پای درخت ذوب آهن و درست هنگام برداشت میوه این باشگاه مجبور به کناره گیری شد تا دیگر کسان بیایند و عنان اختیار ذوب را در دست بگیرند. باری، روی سخنمان با «مهندس علی آبادی» رئیس سازمان تربیت بدنی است؛ نیازی نیست بپرسیم دراین چند سال بر فوتبال ایران چه گذشت که به قول معروف آنچه عیان است چه حاجت به بیان است!

به نظر می رسد متولی اصلی ورزش ایران – بخوانید مهندس علی آبادی – دیگر نباید اتلاف وقت کند. چهار سال تجربه دیگر کافیست و باید از ناخوشایندی ها درس گرفت. واقعیت امر این است که مدیرانی از جنس «علی کفاشیان» و امثالهم به کار فوتبال نمی آیند و انتظار می رود شایسته سالاری بر ورزش ما حاکم شود.

بی شک در غیر این صورت همین تل خاکستر فوتبال ایران را نیز باد با خود خواهد برد و … هر چند به نظر می رسد درهای این ورزش و فوتبال کماکان بر همان پاشنه بچرخد!