دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر محمد حسین لطيفي درنقش تیمور لنگ

سرو: محمد حسین لطيفي کار گردان شناخته شده سینما وتلویزیون که در حال ساخت سریال نردبامی بر آسمان است در این سریال براي اولين بار در کنار کار کارگرداني سريال، در نقش يکي از شخصيتهاي مهم تاريخي اين سريال، يعني شخصيت «تيمور لنگ» هم ظاهر شده است.

او در اين باره به روزنامه قدس مي گويد: از سر بدشانسي، پس از تست گريم بر روي تعداد زيادي از کانديداهاي ايفاي اين نقش، سرانجام به اين نتيجه رسيديم که خود من بيشتر از همه به چهره اي که از تيمور لنگ در تاريخ به ثبت رسيده ، شبيه هستم! البته بازي من در اين کار چندان زياد نيست و فقط در 34 دقيقه از اين سريال بازي مي کنم. با «وحيد جليلوند» هم در سفر حج آشنا شدم و معاشرت با اين آدم به مرور من را متقاعد کرد که کسي جز او نمي تواند نقش «غياث الدين» را بازي کند. دوست داشتم نقش غياث الدين را کسي بازي کند که چهره اش براي بيننده نا آشنا باشد و هيچ تصور و قضاوتي در خصوص بازي او نداشته باشد.

کارگردان يا بازيگر؟!

محمدحسين لطيفي که در کارهاي سينمايي و تلويزيوني اش هميشه سراغ ژانرهاي متفاوت رفته، اين بار سر از يک پروژه تاريخي درآورده است. او در باره پذيرفتن اين پروژه سنگين مي گويد: من تا کنون يک چنين ژانري را تجربه نکرده بودم. گاهي با خودم مي گويم که شايد انجام يک کار تاريخي برايم زود بوده، اما اين را هم مي گذارم به حساب خواست خدا، چون شرايط به گونه اي رقم خورد که بتوانم اين کار را انجام دهم. «نردبامي بر آسمان» براي من تجربه ديگري است. من هميشه از ديدن و ساختن سريالها و مجموعه هاي تاريخي لذت برده ام و از اين کار هم، با همه سختي هايي که داشت، لذت بردم.

وقتي که قرار شد کارگرداني اين سريال را به عهده بگيرم و بعد از مطالعه فيلمنامه اوليه، با همکاري حامد عنقا و سيد سعيد رحماني، طرح قصه را تکميل و بازنويسي اش کردم.

فيلمنامه اوليه که ادامه سريال «شهر آشوب «بود، از تولد و حمله تيمور لنگ آغاز مي شد و تا مرگ غياث الدين ادامه پيدا مي کرد و ما در فيلمنامه تازه، فقط شخصيتها و مسائل تاريخي مشترک را حفظ کرديم و فيلمنامه تازه اي نوشتيم. از امتيازات ويژه اين مجموعه تلويزيوني هم، استفاده از دوربين پيشرفته H . D است که با توجه به حجم بالاي تروکاژ و ايجاد جلوه هاي بصري خاص، مناسب ترين وسيله جهت انجام ضبط تصاوير اين مجموعه تلويزيوني است.

از قرار معلوم «نردبامي بر آسمان» پر است از صحنه هاي عظيم و جلوه هاي تصويري ديدني و چشمنواز و لطيفي در توضيح اين اتفاق مي گويد: متأسفانه يکي از مشکلات پروژه هاي تاريخي، هزينه بالاي توليد به خاطر لوکيشنهاي زياد اين گونه پروژه هاست. در اين کار براي اينکه هزينه دکورها را کاهش بدهيم و بازدهي کار را بالا ببريم، از جلوه هاي ويژه تصويري در اين کار استفاده کرديم. جلوه هاي ويژه اي که براي اولين بار در ايران به کار رفته است، هر چند دوستان ديگري چون شهريار بحراني در «ملک سليمان» هم براي خلق جن و پري و پرواز قاليچه پرنده، تکنيکهايي را به کار گرفته، اما کليت «نردبامي بر آسمان» با آن کار فرق دارد.

وي در باره تمهيداتي که براي متفاوت بودن اين سريال با ديگر کارهاي تاريخي به کار گرفته است، مي گويد: من در اين سريال سعي کردم تجربه هايي را که در کارهاي تاريخي ديده ام ، تکرار نکنم. مثلاً سعي نکردم زبان محاوره اي را براي شخصيتي که در قرن 8 و 9 مي زيسته، در نظر بگيرم. در همه سريالها تلاش مي شود تا ديالوگها بر اساس کتابهاي گذشته نوشته شود و اين به نظر من اشتباه است و من دوست ندارم از زبان و لغات 60 50 سال قبل استفاده کنم، چون هرچه داستان به پيش مي رود، پاي مسائل علمي به ميان مي آيد و درباره جدول ضرب و محاسبه محيط دايره و … گفتگو مي شود و اين مسأله، خيلي براي عموم جامعه جذاب نيست. متأسفانه در کارهاي تاريخي اين اشتباه به طور مداوم تکرار شده اما در «نردبامي بر آسمان» زمينه اي فراهم شده تا بيننده فکر کند، اوست که به تاريخ سفر کرده، نه اينکه تاريخ به خانه او آمده! به همين دليل از ديالوگهايي که به بازي بازيگران لطمه مي زده، پرهيز کرده ايم.

از بازيگرها هم بازي خاصي نخواستم و سعي کردم بازيها طبيعي تر باشد. وقتي بازيگر «عصا قورت داده» ديالوگ مي گويد، طبيعي است که بازي اش به هم بريزد، براي همين در اين کار ديالوگها به گونه اي تنظيم شده که بازيگر در بيان آنها راحت باشد و طبيعي تر بازي کند.

اگرمن در اين پروژه به خطا رفته باشم، ديگر تکرارش نمي کنم، اما اگر راه را درست رفته باشم، اميدوارم اين شيوه، به عنوان يک الگو باقي بماند.

اما در باره مشکلات کارگرداني يک سريال تاريخي بايد بگويم که مي دانم تجربه يک سريال تاريخي، آن هم با اين حجم، برايم زود بود. شايد بايد تجربيات بيشتري کسب مي کردم و بعد وارد کار تاريخي مي شدم. پروژه تاريخي سکانسهاي سنگين دارد و نيازمند حضور پيرمردي است که بنشيند و با آرامش کار را پيش ببرد، اما من آدم نشستن نيستم و درونم ولوله اي است، به همين دليل ممکن است در بعضي جاها اين مسأله خودش را نشان داده باشد.

/عشق سریال همانند قطام با فتنه یک زن شکل می گیرد/

لطيفي در باره داستان اين سريال مي گويد: درام اين کار به غير از عشق، همه چيز است. از جذابيت يک کودک پر از سؤال بگيريد تا موقعي که زماني که فرصت عاشق شدن اين آدم مي رسد، تا حرکت غياث الدين به سمرقند، حتي سعايتهايي که عليه او مي شود و اتفاقاتي که پيش مي آيد و اين شخصيت را پخته مي کند و درنهايت، انتقام سنگين دختري به نام «آي بانو» که به خونخواهي از پدرش کمر به قتل غياث الدين مي بندد. درامي زيبا که اين دفعه هم، بار عشقي سريال با فتنه يک زن شکل مي گيرد. مثل تجربه اي که «قطام» در سريال «امام علي (ع)» داشت.