دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر فدرر پس از قهرماني: ديگر عصبي نيستم

شکستن رکورد پيت سمپراس امريکايي شيرين ترين اتفاقي بود که در سال 2009 مي توانست براي راجر فدرر اتفاق بيفتد.

به نوشته اعتماد؛ حالا او يکه تاز دنياي تنيس است و بعيد به نظر مي رسد تا مدت ها کسي بتواند با او برابري کند.

-در مقايسه با ساير فينال هايي که تجربه حضور در آنها را داشتي چقدر شرايط فرق مي کرد؟

خيلي مشکل بود، چرا که تصور نمي کردم اندي در اين سطح تنيس بازي کند. خب مي دانيد منظورم اين است که حضور در فينال ويمبلدون به اندازه کافي به شما فشار و استرس وارد مي کند. وقتي حريف تان هم بالاتر از حد تصورتان ظاهر مي شود واقعاً کنترل کردن شرايط سخت مي شود. اما از طرفي مسابقه متفاوتي بود. در مقايسه با فينال هايي که در طول سال هاي اخير تجربه حضور در آنها را داشتم فينال يکشنبه بازي هيجان انگيز و پردلهره يي بود و به نظرم بيش از اندازه براي يک مسابقه چمني، کلاسيک انجام شد. در برابر اندي راديک من اشتباهات زيادي داشتم و در مجموع نتوانستم کنترل کل بازي را به دست بگيرم.

-وقتي در ست دوم توانستي پيروز بشوي اولين چيزي که به ذهنت رسيد چه بود؟

از نظر من ست دوم هميشه ست کليدي براي يک مسابقه است. حتي ممکن است شما پس از آن دو ست ديگر را خوب بازي نکنيد اما پيروزي در ست دوم کمر مسابقه را مي شکند و به شما اعتماد به نفس عجيبي مي دهد. البته باز هم اعتراف مي کنم در مقابل راديک شرايط سخت و دشواري داشتم.

-الان درباره اندي چه احساسي داري؟

گفتنش سخت است. تنيس و در مجموع ورزش بي رحم و ظالم هستند. همه ما اين را مي دانيم. فکر مي کنم وقتي او به کشورش بازگردد تنيسور قدرتمندتري خواهد بود. اين مسابقه يکي از بهترين مسابقاتي بود که هر دوي ما روبه روي يکديگر تجربه کرديم. از طرفي شرايط مسابقه هم ايجاب مي کرد بازي بسيار سرعتي باشد. اما در مجموع اندي خيلي خوب بازي کرد. من تمام تلاشم را به کار بردم تا بتوانم او را شکست دهم و واقعاً مسابقه نفسگيري بود.

-قبلاً گفته بودي در دوران بچگي هرگز نمي توانستي تصور کني روزي رکورددار قهرماني بشوي. حالا اين اتفاق افتاده، حالا تو هسته توجهات شدي. از اين به بعد دلت مي خواهد چه اتفاقي بيفتد؟

بله، حق با شماست. وقتي پسربچه کوچکي بودم هميشه دوست داشتم يا تنيسور شوم يا فوتباليست.

-خب حالا همه چيز به نقطه پايان رسيده يا باقي مانده؟

به پاياني مثل بکر يا ادبرگ فکر مي کنم. اين روزها آنها در خانه هايشان مي نشينند و خب افتخاري نيست که آرزوي تصاحبش را داشته باشند. دلم مي خواهد روزي مانند آنها با خيال راحت بنشينم و مسابقه هاي مورد علاقه ام را از تلويزيون تماشا کنم و خيالم از همه چيز راحت باشد.

-الگو قرار دادن کسي مثل «بکر» به شما حس خوبي مي دهد و باعث مي شود به پيشرفت فکر کنيد؟ بازيکنان زيادي هستند که در سال هاي ابتدايي ورودشان به فضاي تنيس نمي توانند در هيچ گرنداسلمي قهرمان شوند. داشتن 15 قهرماني گرنداسلم چه احساسي را در تو به وجود مي آورد؟

سوال خوبي است. دوستش دارم، احساس خوبي به من مي دهد، شايد اگر در طول اين سال ها ناگهان با يک مصدوميت طولاني و بد روبه رو مي شدم فرصت هاي زيادي از دست مي رفت. اما از زماني که عنوان شماره يک جهان را به دست آوردم اتفاقات خوب برايم تکرار شد. از عملکرد خودم در اين سال ها راضي ام.

-اولين قهرماني در يک گرنداسلم بازي هاي ويمبلدون بود، حالا پانزدهمين گرنداسلم را هم در ويمبلدون تصاحب کردي. هر دو قهرماني به يادماندني و دوست داشتني هستند. آيا به قسمت يا شانس اعتقاد داري؟

خوشحالم که توانستم به شيوه هاي مختلف رکوردزني کنم به اين دليل که ويمبلدون هميشه براي من ارزش و اعتبار خاص و ويژه يي داشته. وقتي از الگوها و اسطوره هايم حرف مي زنم، آنها کساني هستند که همگي در ويمبلدون طعم قهرماني را چشيده اند. نمي دانم دقيقاً بايد چه بگويم تا متوجه احساسم بشويد. از بچگي هم هميشه وقتي در شادترين لحظه ها و دقايق بودم، نمي توانستم احساساتم را خيلي واضح و کامل به زبان بياورم و البته از اينکه در آن موقعيت آدم هاي ديگر به من توجه يا نگاه مي کردند احساس خجالت مي کردم. حتي وقتي پدر و مادرم براي تماشاي مسابقه هايم مي آمدند دلشوره مي گرفتم. امروز هرکسي مي تواند به ورزشگاه بيايد و مسابقه هاي مرا در تورنمنت هاي مهم تماشا کند، البته الان مثل قبل عصبي نمي شوم، اما اينکه کسي مثل پيت سمپراس تماشاچي مسابقه ام باشد برايم افتخار بزرگي بود. وقتي پس از مسابقه از جايگاه پايين آمد و به من تبريک گفت بيشتر از آنکه مضطرب بشوم، هيجان زده و خوشحالم بودم.

-او کمي دير به مسابقه رسيد.

فرقي نمي کند. وقتي او را ديدم به او سلام کردم، چيزي که معمول نيست. اما من احساس کردم بايد اين کار را انجام دهم چون قرار است رکورد کسي را بشکنم که سال هاي سال از تماشاي بازي اش لذت مي بردم.

-امسال دوباره توفان سوئيسي ات را به پا کردي؛ قهرماني در اوپن فرانسه بدون روبه رو شدن با رافائل نادال مرد شماره يک جهان و حالا هم قهرماني در ويمبلدون. همه چيز بر وفق مراد شده، درست است؟

نه اين طورها هم که مي گوييد نيست. قبل از اين همه تصور مي کردند اندي موراي به فينال راه پيدا کند اما اين اتفاق نيفتاد. اين تقصير آن کسي که در پايان مسابقه برنده مي شود،نيست. البته من از بازي کردن روبه روي نادال ناراحت نمي شوم، اما از طرفي بازي هاي من و رافا تکراري شده بود. در طول سه سال اخير ما در فينال هاي زيادي روبه روي هم قرار گرفتيم. بازي کردن در يک فينال متفاوت جذاب به نظر مي رسد. از قهرماني در اين تورنمنت خيلي خوشحال هستم و به چيز ديگري فکر نمي کنم.

-به افسانه شدن فکر مي کني؟

بهتر است منتظر بنشينيم و تماشا کنيم چه اتفاقي مي افتد. براي الگو شدن بايد کارهاي زيادي بکنيد.