دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر واعظ چه مي‏گويد، استقلال چه مي‏خواهد

محدود کردن مسايل مهم و بنيادي فوتبال ايران به مسايل شخصي و يا حداکثر به طرح نقطه نظرات شخصي و کار کردن بر مبناي آن، بي آنکه تحليلي از دنياي پيرامون در دست باشد، يکي از مشکلاتي است که فوتبال ايران طي دهه هاي گذشته بسيار از آن رنج برده است.

به نوشته قدس؛ مديران حوزه فوتبال که آگاهي و عملکردشان هيچ شباهتي به استانداردهاي مديريت ورزش جهاني ندارد، هر گاه در مقام مدعي تغيير ظاهر مي شوند، چنان اين امر را به مسأله اي شخصي تقليل مي دهند و خود را به عنوان حاکم مطلق جريان معرفي مي کنند که گويا جهان بر سر انگشت آنان مي چرخد و همگان بايد بيايند و نزد آنان شاگردي کنند.

سطح تغييرات مورد نظر مديران- بي آنکه به بد و خوب ناچيزش کاري داشته باشيم- به برکناري يکي دو مهره درجه چندم در باشگاه يا تيمهاي ملي محدود است و چنان همين جابه جايي هاي بي اهميت را به عنوان تغييرات اساسي جا مي زنند که گويي همه مطالبات انکار شده فوتبال ايران را يکجا به حساب واريز کرده اند و ديگر مشکلي باقي نمانده که به سر انگشت مشکل گشاي مديران ما برطرف نشده باشد!

اميررضا واعظ آشتياني که معلوم نشد بر مبناي کدام ضرورت به يکباره از فدراسيون دوچرخه سواري به مديريت عاملي باشگاه استقلال رسيد بر اثر اختلافاتي که با امير قلعه نويي داشت، اقدام به تغيير کادر فني باشگاه کرد و از آنجا که از سوي ليدرهاي تماشاگران منتسب به سرمربي پيشين استقلال مورد اهانت قرار گرفته بود، اين دسته را نيز برکنار و افراد جديدي را جانشين آنان کرد که بالطبع حامي او خواهند بود.

مدير عامل استقلال را بدو اقدام به چنين تغييراتي بسيار کوشيد تا به آن وجهه فرهنگي بدهد و بگويد که بر اثر آن استقلال از اين پس مشکلي روي سکوها و داخل ميدان نخواهد داشت. اما تفسير او از اين تغييرات هرگز عميق و علمي نبود، زيرا مشکلات فرهنگي فوتبال ايران به حضور چند ليدر يا يک مربي که دستيارانش را فقط بنا بر ملاحظات فني انتخاب نمي کند محدود نيست و ريشه هاي عميق تري دارد که آبشخور آن از قضا در عملکرد مديريت حاکم بر فوتبال نهفته است.

واعظ آشتياني که به تازگي بار ديگر مدعي شده با روي کار آوردن مربياني نظير مرفاوي و روته مولر خدمات گرانقدري به استقلال ارايه کرده، گويا از اين مهم غافل است که مربيان و ليدرهاي طيف لمپنيستي فوتبال در زمينه هاي مسموم همين فوتبال پرورش يافته و رشد کرده اند و بروز چنين زمينه هايي فقط و فقط بر اثر اعمال روشهاي نادرست مديريت ممکن مي شود. در واقع مبارزه با معلول ها هرگز به رفع علت ها منجر نمي شود، بلکه چه بسا روشهاي کاري طيف لمپنيست را پيچيده تر و مبارزه با آن را دشوارتر مي کند.

مديراني نظير واعظ آشتياني طي دوره کاري خود هرگز زحمت طرح مطالبات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جامعه ورزش را نزد مديران بالادست بر خود هموار نکردند تا مبادا به جايگاه مديريتي شان در ورزش آسيبي وارد شود و چنين شد که فوتبال ايران اکنون در دسته عقب مانده هاي فوتبال قاره، قرار گرفته و بديهي است که مشکلات خاص فوتبال عقب مانده دولتي را در خود خواهد داشت.

به اينکه تغييرات انجام شده توسط واعظ در استقلال تا چه اندازه از سر صدق بوده و چه نتايج و تبعاتي خواهد داشت کاري نداريم زيرا بد و خوب آن طي ماه هاي آينده معلوم خواهد شد. مسأله آنجاست که واعظ بايد بداند مشکلات باشگاهي مثل استقلال که مي تواند از قدرتهاي قاره باشد و امروز به اين روز دچار است، به آنچه او مي گويد محدود نيست و قبل از هر چيز نيازمند مديريت علمي و روزآمدي است که با امثال واعظ به آن نمي رسد!