دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر ای کاش یک کارگر ساده بودم!

یکی از کاربران «» در پیامی آورده است:
من یکی از خوانندگان سایت شما هستم که نامه‌ای درباره مشکل خود و خیلی از جوانان ایران نوشتم که متاسفانه به هر کجا رفتم، حتی زحمت خواندن آن را هم نکشیدند؛ بنابراین از مسئولان آن سایت محترم خواهش می‌کنم در صورت امکان خلاصه عرایض بنده را در معرض دید مردم و مسئولان قرار دهند تا شاید مشکل برخی از هموطنان حل شود.
عنوان: رئیس جمهور محترم در کنار ارایه راهکار برای حل مشکلات جهان یک راهکار هم به من که هموطن شما هستم پیشنهاد کنید.
با سلام خدمت هموطنان عزیز، رئیس جمهور مردمی
آقای رئیس‌جمهور
من یکی از هواداران شما هستم و به اخلاص شما در خدمت به مردم ایمان دارم و به امید فردای بهتر دوباره به شما رأی داده‌ام و پشیمان هم نیستم.
من یک جوان 26 ساله هستم که پس از فارغ التحصیل شدن در رشته مهندسی برق و سربازی و مشغول کار شدن در یک کارخانه به دلیل تعطیلی کارخانه، حدود یک سال پیش بیکار شدم. با مراجعه به نهادهای مختلف و گرفتن وام خود اشتغالی به مبلغ پنج میلیون تومان به همراه چند نفر از دوستان با تلاش زیاد یک کارگاه کوچک تولید لوازم الکتریکی راه‌اندازی کردیم که متأسفانه آن هم به دلیل رکود اقتصادی ورشکسته شد و ما تقریباً همه سرمایه اندک خود را از دست دادیم و الان هم تقریباً بیکار هستم.
چند وقت پیش در سفر استانی که به شهرستان ما تشریف آوردید، یک نامه از مشکلاتم برای شما نوشتم و تقاضای مهلت در بازپرداخت وام را کردم، ولی در عوض لطف کردید و یک حواله پنجاه هزار تومانی برای من فرستادید.
البته این حواله کفاف یک قسط وام را هم نداد. چند وقت پیش هم باز لطف شما شامل حال ما شد و سود سهام عدالت را دریافت کردم که باز هم پاسخگوی یک قسط وام من نشد. هم اکنون من از مال دنیا فقط حدود چهار میلیون تومان بدهی دارم و نان اندک سفره پدرم را با سایر برادران و خواهرانم تقسیم می‌کنیم. باز هم اگر لطف شما در افزایش حقوق بازنشستگان نبود شاید همین سفره هم خالی می‌ماند.
بارها خودم را سرزنش می‌کنم که ای کاش مهندس برق نبودم و این وام را نگرفته بودم و یک کارگر ساده بودم، شاید اکنون بدهکار نبودم و می‌توانستم مستقل باشم و ازدواج کنم، ولی اکنون من به عنوان یک جوان تحصیل کرده ایرانی از خود شرم دارم که نه تنها مستقل نیستم، بلکه بدهکارم و گاه چون پدرم ضامن من در بانک بود قسط وام هم از حقوق ایشان کسر می‌شود.
گاهی ناشناس بعنوان کارگر ساده ساختمانی و برق‌کش کار می‌کنم ولی آن هم بیش از چهار یا پنج روز در ماه نمی شود.
دوستانی که وضعیت من را دارند تو شهرستان ما زیادند و مطمئنم همه جای ایران هستند. آینده ما کجاست؟ من بلند پرواز نیستم و همه آرزوهای من در زنده بودن شرافتمندانه خلاصه شده است. من سربلندی نمی‌خواهم، ولی تحمل سرافکندگی را هم ندارم.
آقای احمدی نژاد خواهش می‌کنم به عنوان یک هموطن، یک برادر، یک استاد دانشگاه و یک رئیس جمهور، همان گونه که برای مشکلات جهان راهکار دارید، یک راهکار نیز به من پیشنهاد کنید.
ارادتمند شما عبدالله ایرانی