دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر الگوهاي تفاوت ساز

حتي در فوتبال هم تفاوت در فلسفه و تفاوت در ديدگاه، کيفيات متنوع اتفاقات را رقم مي زند. مثلاً فرداي شبي که مراسم 85 هزار نفري معارفه کريس رونالدو (گران قيمت ترين بازيکن جهان) برگزار شد، سايت بارسلونا اتفاقي يا تعمدي روي موضوعي خاص دست گذاشت و در عمق مطلب تفاوت فلسفه، تفاوت رفتار و… را فرياد زد؛ «ما» مربي سازترين باشگاه اروپا هستيم.

سه کاپيتان سابق «ما» (گوارديولا، لوئيس انريکه و سرجي بارخوان) خيلي زودتر از حد تصور در اندازه نام خود و تيم شان مربيان بزرگي شدند.

به نوشته اعتماد؛ گويا تقدير حکم کرده بارسلونا و رئال مادريد علاوه بر ماهيت در ساير فاکتورهاي جزيي نيز 180 درجه با يکديگر متفاوت باشند. بارسا بازيکن ساز تلقي مي شود و رئال مادريد حاضري خور بالفطره. بحث حاضري خوري و بازيکن سازي موضوعي است که از همان فلسفه دو تيم نشات مي گيرد.

رئال مادريد به هر نحو ممکن بايد ديده شود و درست به همين دليل امکان دارد رئيسش روزي از خواب برخاسته و به دليل «عدم برخوردار بودن از چهره فتوژنتيک» موفق ترين مربي ساليان اخير خود را اخراج کند. آنجا مدرسه فوتبال فقط در خدمت آباد کردن ساير تيم هاست.

وقتي پاي نمايش وسط کشيده مي شود، رئال مادريد مي تواند به 10 ، 12 بازيکن آکادمي فعال خود که اکنون در ساير باشگاه ها گل مي زنند، اشاره کند. به هر حال با امثال ادوين کنگو و خاوير پورتيلو نمي توان «برند» پرافتخارترين باشگاه دنيا را به رخ کشيد.

در اين باره فلورنتينو پرز حجت را تمام کرد؛ «گرفتاري هاي مالي؟ زميني ها به اين درد دچارند و ما چون کهکشاني هستيم چنين مشکلي نداريم.»رئال مادريد در سطح و بارسلونا در عمق شعار مي دهند. روي لوگوي کاتالان ها عبارتي با مضمون «فراتر از يک باشگاه» به چشم مي خورد.

دارودسته گوارديولا خود را تافته جدابافته مي دانند و گويي حتي همگرايي مستتر در صفت «باشگاه» را در تضاد با اهداف جمعي خود مي بينند. بارسلونا اما در عين اينکه به سنت کاتالونيا ارج نهاده، همواره در جذب بازيکنان خارجي فعال بوده است.

مثل اين مي ماند که شما قسمتي از سقف محيط ايزوله خود را سوراخ کنيد و منتظر هديه يي از آسمان باشيد. اين تضاد عجيب بين نمايش هاي همگرايانه يي مانند انتخاب اسپانسري به نام يونيسف براي اولين تبليغ روي پيراهن و اظهارات تحريک آميز لاپورتا مبني بر لزوم جدايي کاتالونيا از اسپانيا، معجوني به نام بارسا را ساخته است.

در سوي مقابل تکليف رئال مادريد با خودش روشن به نظر مي رسد. فلورنتينو پرز تهديد کرده چنانچه يوفا براي بازيکنان جديد اين تيم قوانين دست و پاگيري تدوين کند، ليگ قهرمانان را ترک مي کند و خود موسس رقابتي موسوم به «سوپرليگ» مي شود.

نگاه از موضع بالا ظاهراً ميراث برجاي مانده از فلسفه سياسي ژنرال فرانکو و تمام راست هاي دنيا است. در برنابئو هوادار در خدمت اهداف باشگاه خواهد بود. همگرايي هم فقط به وقت مراسم معارفه و جشن ها رعايت مي شود. لوئيس انريکه به عنوان جانشين گوارديولا در تيم B بارسلونا سال گذشته تيمش را تا آستانه حضور در پلي آف دسته سوم اسپانيا پيش برد و حالا قرار شده سرجي بارخوان به عنوان ضلع سوم مثلث کاپيتان هاي اخير بارسلونا زير نظر او يا پپ مربيگري را شروع کند.

تفکر انتزاعي حاکم بر بارسلونا ذهنيت گرايي را مقدم بر عمل گرايي مي داند. اگر ديديد آبي اناري پوشان سال گذشته تا آن حد زيبا و البته افسارگسيخته ظاهر شدند، بايد بدانيد در واقع ذهنيت گرايي باعث شده بود بازيکنان تيم قهرمان اروپا قبل از تصاحب توپ تئوري حمله را به وجود بياورند.

آنها چون فقط مي خواستند به همان ذهنيت خاص صورت عيني ببخشند، عملاً از ايجاد تنوع بازمي ماندند. دفاع کاتالان ها ضعيف بود و جوخه پپ فقط يک راه را برمي گزيد. چرا؟ چون ذهنيت گرايي بيش از حد اجازه نمي داد واقعيات در جريان حملات شکل بگيرد.

البته همين عامل اکنون باعث شده مربيان بي تجربه يي مانند افراد مورد اشاره به لطف تجربه فضايي متفاوت از اتمسفر ساير باشگاه ها در همان روزهاي اول مربيگري موفقيت هاي جالب توجهي به دست بياورند.

در سوي مقابل رئال مادريد چون از فوتبال، فوتبال (شامل گل، ستاره و نه زيبايي) مي خواهد براي خودش درگيري ذهني نمي سازد، تنوع دارد و هر چقدر هم بد ببازد، باز هم هوادارانش را به اندازه يک شانه بالا انداختن و اظهار جمله «خب، فوتبال همين است» وادار به عکس العمل مي سازد.