دسته‌ها
شال و روسری

خرید بازی کامپیوتر بارش همزمان ريزگرد عربي و كلوخ ناداني

دكتر ناصر‌ كرمي5 روز بارش مداوم ريزگرد در تهران، براي ساكنان اين شهر البته تجربه طاقت‌فرسايي بود. ‌اما همانقدر دشوار و آزارنده، انبوهي از اطلاعات غلط، شبه‌اطلاعات و گزارش‌هاي ساده‌انگارانه بود كه در همين باره بر سر مردم باريدن گرفت.

اين نوشتار ضمن يك تحليل فني مختصر، شماري از مصاديق كلوخ‌هاي ناداني را كه به سمت مردم پرتاب شد، برمي‌شمارد:

• شايد براي آنكه بگوييم ريزگرد چيست، ابتدا بايد آن را از پديده‌هاي مشابه متمايز كنيم. ريزگرد، گردوغبار معمول نواحي بياباني و جنب‌بياباني نيست، آلودگي هوا (به مفهومي كه در تهران رايج است: وجود ذرات معلق با منشأ سوخت‌هاي فسيلي) نيست، شنباد نيست، غبار محلي نيست و اساسا هيچ كدام از پديده‌هاي اقليمي كه ما (آدم هايي كه حداكثر 75 سال سن دارند) تاكنون تجربه كرده‌ايم، نيست.
اين يك پديده نادر اقليمي است. با اين شدت، اولين بار است كه در دست‌كم 100سال گذشته رخ داده، دست كم از اين نظر كه شايد حتي در 10‌هزار سال گذشته هم رخ نداده باشد.

پيش‌فرض‌ها درباره وقوع اين ريزگرد عبارت از اين هستند كه:

الف) يك جريان عروجي قوي (به‌شدت جريان‌هاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابان‌هاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي 2هزار كيلومتري از يمن تا سوريه، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل كرده است.

يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرض‌هاي بالاتر منتقل كرده است (تقريبا همه موج‌هاي ريزگرد جهت جنوب شرق به شمال غرب داشته‌اند) وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده، سرزمين‌هايي حتي واقع در بادپناه خط‌الرأس‌هاي 4هزار متري فرو باريده است.

• اشتباه اول، تعجيل در تعريف منشأ انساني براي اين پديده است. كاهش دبي‌ آب يك رودخانه، يا خشكيدن يك تالاب در عراق را منشأ چنين پديده‌اي دانستن، مصداق بارز تمايل ذهن آدمي به فروكاهيدن قضاياي دشوار است.

بررسي عكس‌هاي ماهواره‌اي به‌وضوح نشان مي‌دهد عراق فقط يكي از نقاط كانوني بروز ريزگرد است و عمده موج‌هاي ريزگرد خاستگاهي غربي‌تر و جنوبي‌تر از اين كشور داشته‌اند. از سوي ديگر با هر شدت بيابانزايي، به هر حال عمده مساحت كشور عراق در حال حاضر كمتر از بيابان‌هاي وسيع عربستان شرايط ايجاد موج‌هاي عظيم ريزگرد و توفان‌هاي شنباد را دارد.

• وجود بيابان‌ به تنهايي نمي‌تواند بروز ريزگرد را توجيه كند. در همه 100سال گذشته بيابانزايي در ايران روندي بسيار ش‌تر از عراق داشته و اساسا بيابان‌هاي ايران چندين برابر عراق مساحت دارند.

اگر خشكيدن يك تالاب و كم‌شدن دبي 2رودخانه مي‌تواند چنين حجمي از ريزگرد را ايجاد كند، لابد در اين چند ده سال ايران چندبار بايد در غبار بيابان‌هايش مدفون مي‌شد.

• مالچ‌پاشي و درختكاري براي جلوگيري از بروز ريزگرد بسيار تصوري ساده‌انگارانه است، اما خيالبافانه‌تر اين است كه دولت ايران بخواهد اين كار را در عراق انجام دهد. بعد از 50سال از آغاز فعاليت هاي بيابانزدايي در ايران، هنوز كمتر از 2درصد از اراضي مرتبط تثبيت شده‌اند، و هم‌اكنون ايران خود در فهرست 6كشور اول بيابانزا و گرفتار اين پديده ويرانگر قرار دارد.

اگر فرض كنيم مجموع مساحت مناطق در معرض بيابانزايي كشورهاي عربستان، كويت، يمن، عراق و سوريه دست‌كم 10برابر مناطق مشابه در كشور ايران باشد و باز اگر فرض كنيم دولت ايران به‌طور كلي فعاليت‌هاي بيابانزدايي در كشور را تعطيل كرده و همه امكانات مرتبط را به كشورهاي پيش‌گفته منتقل كند، آن‌وقت قابل تصور است كه 500 سال بعد ما موفق شويم كمتر از 2 درصد، بله 2 درصد! امكان وقوع مجدد ريزگرد را كاهش دهيم.

• ظاهراً نخست‌وزير عراق با آغوش باز از پيشنهاد ايران براي كمك به اين كشور در جهت بيابانزدايي و توسعه فضاي سبز استقبال كرده است. جز اين هم انتظار نمي‌رود. لابد تفاهمنامه‌اي امضا شده و ايران در اين باره تعهداتي را هم پذيرفته است.

فرض كنيم دولت ايران بودجه كافي براي استقرار سامانه‌اي 500 برابر بزرگ‌تر از مجموعه امكانات وزارت جهاد كشاورزي را در اختيار داشته و آن را با گشاده‌دستي صرف سرسبزي عراق با هدف عدم ورود ريزگرد به ايران مي‌كند.

در ابتدا گفتيم موج اخير ريزگرد پديده‌اي است كه دست‌كم در 75 سال گذشته و شايد حتي در 10‌هزار سال يا 100هزار سال گذشته بي‌سابقه بوده است. آيا بهتر نيست هر 75 سال يك‌بار چند روزي ريزگرد را تحمل كرده و بودجه موصوف را صرف اموري واجب‌تر كنيم؟

• در اين ماجرا، قاعدتاً سازمان هواشناسي كشور معتبرترين مرجع علمي و كارشناسي مرتبط است. اما جالب است كه بدون هيچ اظهارنظر صريح علمي و فني از سوي اين سازمان، نهادهاي ديگري مثل سازمان محيط زيست و وزارت جهاد كشاورزي و شهرداري‌ها و استانداري‌ها و… (عمدتاً با نگاه بيولوژيك به يك پديده كليماتولوژيك!) هر جور كه دلشان خواسته شتابزده و احساساتي اطلاعيه داده و دستورالعمل صادر كرده‌اند.

قاعدتاً هر دو قابل مواخذه‌اند؛ هم آنكه مسئول است بگويد، اما نمي‌گويد و هم آنان كه حتي در يك موضوع كاملاً فني هر اظهارنظر غيركارشناسي را مفيد و سودمند مي‌دانند!

• ريزگرد چه وقت مي‌رود؟ كي دوباره برمي‌گردد و اساساً چرا ناگهان با اين شدت رخ داده است؟ اينها سؤالاتي است كه بايد اقليم‌شناسان به آن پاسخ دهند.

اما به نظر نمي‌رسد هيچ كس بتواند فعلاً در اين باره پاسخي روشن ارائه دهد. منشأ انرژي بيكراني كه چنين حجمي از خاك را در محدوده‌اي به قطر افزون‌تر از 4هزار كيلومتر و تا ارتفاعي بيشتر از 300 كيلومتر جابه‌جا كرده، مشخص نيست.

معمولا اقليم‌شناسان وقتي دليل يك پديده اقليمي را ندانند، دست به دامن زبانه‌هاي خورشيدي مي‌شوند و آن را نسبت مي‌دهند به اين مؤلفه عجالتاً غيرقابل احصا و غيرقابل پيش‌بيني. بشر هنوز نمي‌داند خورشيد چه‌وقت و با چه شدتي زبانه‌هاي تازه‌اي را روانه زمين خواهد كرد.

هر زبانه هم به‌تنهايي مي‌تواند بسياري از كميت‌ها و متوسط‌هاي معمول اقليمي و هواشناسي را ناگهان به‌هم بريزد. ماجراي پديده اقليمي همچون ريزگرد، مثل زلزله است.

بشر هنوز نمي‌داند زلزله بعدي كجا، چه‌وقت و با چه شدتي رخ خواهد داد. اين موج ريزگرد احتمالاً تا اوايل هفته آينده به‌طور كامل دامن تهران را رها مي‌كند. اگرچه احتمالاً همچنان خوزستان بايد منتظر موج‌هاي تازه گرد و غبار باشد.

چه وقت دوباره آسمان جنوب آبي مي‌شود؟ كي ممكن است دوباره كرانه ريزگردي قوي حتي به تهران و گيلان هم برسد؟ اينها، همچنان‌كه گفته شد فعلا سؤال‌هايي هستند كه نمي‌توان به آنها دقيق و مستدل پاسخ داد.

مي‌گويد يك سرنوشت از سرنوشت ديگر برتر نيست، اما هركس بايد به سرنوشتي كه در درون دارد، احترام بگذارد. گرد و غبار بخشي از سرنوشت اجتناب‌ناپذير ماست. آن‌را بپذيريم و با آن مدارا كنيم.

منبع: همشهري