دانلود رمان پشت چراغ قرمز اثر حانیا بصیری pdf

دانلود رمان پشت چراغ قرمز اثر حانیا بصیری به صورت رایگان

دانلود رمان عاشقانه , ایرانی , طنز پشت چراغ قرمز اثری بینظیر از حانیا بصیری رایگان و بدون سانسور pdf با لینک دانلود مستقیم از سایت قم رمان دانلود کنید

اسم رمان : پشت چراغ قرمز

تعداد صفحه : ۲۱۸۶

نویسنده : حانیا بصیری

ژانر : عاشقانه , ایرانی , طنز

دانلود رمان های zed-a به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

پشت چراغ قرمز خلاصه رمان

درباره دختری دستفروش به نام نیاز است که به سختی امورات زندگیش را میگذراند . یک روز نیاز با پسری به نام نویان درگیر می شود که کار به کلانتری و شکایت میکشد . نویان از طرفی زیر فشار پدرش برای ازدواج است و او حالا فرصتی برای ازدواج صوری پیدا میکند که …

گوشه ای از رمان پشت چراغ قرمز

ترسیده به چشمای خشمگینش نگاه کردم و آب دهنمو قورت دادم.

با دستش چندتا ضربه محکم به سرم زد و گفت :

_مگه بهت نگفتم حق نداری به پولا دست بزنی؟

چشمامو بستم و نفس زنان سرمو بین دستام قایم کردم، موهامو محکم از پشت گرفت و با غیظ داد زد :

_دفعه آخرته ؛فهمیدی؟ یه بار دیگه ببینم همچین کاری کردی بلایی به سرت بیارم که مرغای آسمون به حالت گریه کنن.

با احساس درد سریع دستمو گذاشتم رو دستش تا موهامو از این بیشتر نکشه و تند تند گفتم :

_باشه، باشه.

با عصبانیت سرمو به سمت جلو هول داد و از انبار خارج شد، روی زمین دراز کشیدم و دستامو باز کردم و به سقف خیره شدم.

_زنده ای؟

همونطور که به سقف نگاه میکردم لبام آهسته آهسته خندون شد و بلند زدم زیر خنده و میون خنده گفتم :

_یعنی توقع از این بدتراشو داشتما.

یوسف با اخم بهم نگاه کرد و گفت :

_دیوونه.

آرنجمو گذاشتم رو زمینو نیم خیز شدم و گفتم :

_هو، درست حرف بزنا جوجه میزنم لهت میکنم.

یوسف پوزخندی زد و گفت :

_او، نکشیمون خشمگین.

با یه حرکت از جام بلند شدم و گفتم :

_پاشو پاشو برو زبون نریز ، آخ سرم.

این رمان فقط برای معرفی میباشد

شماره پشتیبانی : 09170366695

###

  • 29 می 2024
  • میثم
https://hsqom.ir/?p=1453
لینک کوتاه مطلب:
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " قم رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.